
مددکاری اجتماعی حرفهای؛ ضرورت حرکت رو به جلو، نه بازگشت به الگوهای منسوخ
پایگاه خبری مددکار نیوز – تحولات چند دهه اخیر در دانش و حرفه مددکاری اجتماعی نشان داده است که این رشته دیگر صرفاً مجموعهای از تجربههای فردی، توصیههای عمومی یا مداخلات موردی نیست، بلکه دانشی مبتنی بر شواهد، پژوهش، تخصصگرایی، مداخلات چندرشتهای و استانداردهای بینالمللی است. در چنین شرایطی، هرگونه تلاش برای بازگرداندن نظام مددکاری اجتماعی به الگوهای سنتی و تجربهمحور، نه تنها پاسخگوی نیازهای امروز جامعه نیست، بلکه میتواند روند رشد و توسعه این حرفه را نیز با چالش جدی مواجه سازد.
امروز سازمانهای حمایتی کشور بیش از هر زمان دیگری با مسائل پیچیدهای همچون بحرانهای روانی، آسیبهای اجتماعی، سالمندی، مهاجرت، خشونت، فقر چندبعدی، اعتیاد، بلایای طبیعی و بحرانهای ناشی از تغییرات اجتماعی روبهرو هستند.
مواجهه با چنین موضوعاتی مستلزم حضور مددکاران اجتماعی متخصص، آموزشدیده و برخوردار از مهارتهای حرفهای روز است؛ افرادی که علاوه بر تجربه، بر علوم نوین مددکاری اجتماعی، سلامت روان، مدیریت مورد، مداخلات تخصصی، سیاستگذاری اجتماعی و کار بینرشتهای نیز تسلط داشته باشند.
در سالهای اخیر، مددکاری اجتماعی ایران مسیر ارزشمندی را در عرصه علمی و حرفهای پیموده است. تعاملات بینالمللی، حضور فعال در مجامع علمی، توسعه آموزشهای تخصصی، تولید آثار علمی، گسترش رسانههای تخصصی و ارتقای جایگاه حرفهای، نشاندهنده بلوغ این رشته در کشور است. بدون تردید، بخش مهمی از این پیشرفت مرهون تلاشهای مستمر انجمن مددکاران اجتماعی ایران، استادان دانشگاه، پژوهشگران، مدیران حوزه رفاه اجتماعی و هزاران مددکار اجتماعی متعهدی است که برای اعتلای این حرفه کوشش کردهاند.
امروز مددکاری اجتماعی ایران دیگر صرفاً در مرزهای داخلی تعریف نمیشود. فعالیتهای علمی، پژوهشی و حرفهای کشور از سوی دانشگاهها، نهادهای تخصصی و فعالان حوزه رفاه اجتماعی در منطقه و حتی فراتر از آن مورد توجه قرار گرفته است. این جایگاه ارزشمند سرمایهای ملی است که حفظ و تقویت آن، مسئولیتی مشترک برای تمامی نهادهای مرتبط محسوب میشود.
در چنین شرایطی، طرح ایدههایی که مددکاری حرفهای را به سطح مجموعهای از تجربههای فردی یا آموزشهای محدود تقلیل دهد، نه تنها با واقعیتهای امروز این حرفه همخوانی ندارد، بلکه میتواند موجب تضعیف جایگاه تخصصی مددکاری اجتماعی شود.
تجربه بدون دانش، هرگز جایگزین صلاحیت حرفهای نیست و دانش بدون آموزش مستمر نیز پاسخگوی نیازهای پیچیده جامعه نخواهد بود. مددکاری اجتماعی حرفهای حاصل تلفیق آموزش دانشگاهی، آموزشهای تخصصی پس از فراغت از تحصیل، تجربه میدانی، اخلاق حرفهای، پژوهش و یادگیری مادامالعمر است.
البته باید میان «آموزشهای تخصصی کوتاهمدت» و «جایگزینی حرفه مددکاری اجتماعی» تفاوت قائل شد. در بسیاری از حوزههای تخصصی میتوان طی دورههای فشرده ششماهه تا یکساله، مهارتهای تخصصی مشخصی را به کارشناسان و اعضای تیمهای چندرشتهای آموزش داد تا کیفیت خدمات افزایش یابد؛ اما این آموزشها هرگز جایگزین هویت علمی و حرفهای مددکاری اجتماعی نخواهند بود. چنین دورههایی باید مکمل نظام تخصصی باشند، نه جایگزین آن.
از سوی دیگر، ارتقای سلامت روان گروههای هدف سازمانهای حمایتی، مستلزم استقرار نظامی مبتنی بر مداخلات تخصصی، ارزیابی علمی، تیمهای چندرشتهای و استانداردهای حرفهای است. سلامت روان، مقولهای پیچیده و چندبعدی است که با راهکارهای کلی، نسخههای یکسان برای همه یا اتکای صرف به تجربههای فردی قابل مدیریت نیست. هر گروه هدف، نیازمند ارزیابی تخصصی، برنامه مداخله اختصاصی و خدمات متناسب با شرایط فردی، خانوادگی و اجتماعی خود است.
امروز بیش از هر زمان دیگری، جامعه علمی و حرفهای کشور انتظار دارد سازمانهای حمایتی نیز همگام با این روند جهانی حرکت کنند.
سرمایهگذاری بر آموزشهای تخصصی، حمایت از پژوهش، استفاده از ظرفیت دانشگاهها، تقویت همکاری با انجمنهای علمی و بهرهگیری از تجارب موفق ملی و بینالمللی، میتواند مسیر ارتقای کیفیت خدمات اجتماعی را هموارتر سازد.
بازگشت به الگوهایی که سالها پیش کارآمدی خود را از دست دادهاند، نه کمکی به ارتقای کیفیت خدمات خواهد کرد و نه پاسخگوی انتظارات نسل جدید مددکاران اجتماعی و جامعه هدف خواهد بود.
آینده مددکاری اجتماعی در ایران در گرو نوآوری، تخصصگرایی، یادگیری مستمر، بهرهگیری از شواهد علمی و همافزایی میان دانشگاه، انجمنهای علمی، رسانههای تخصصی و سازمانهای حمایتی است.
بازخوردهای گستردهای که امروز از رسانههای تخصصی مددکاری اجتماعی ایرانیان و دیگر بسترهای علمی دریافت میشود، نشان میدهد که عملکرد مددکاری اجتماعی ایران با دقت از سوی مخاطبان داخلی و خارجی دنبال میشود. این توجه، فرصتی ارزشمند برای معرفی توانمندیهای کشور و تقویت مرجعیت علمی ایران در منطقه است؛ فرصتی که باید با تصمیمهای آیندهنگرانه و مبتنی بر دانش حفظ شود.
اکنون زمان آن فرا رسیده است که همه ارکان نظام رفاه و حمایت اجتماعی، به جای نگاه به گذشته، افقهای آینده را ترسیم کنند.
مددکاری اجتماعی ایران ظرفیت آن را دارد که به یکی از قطبهای علمی و حرفهای منطقه تبدیل شود؛ مشروط بر آنکه تصمیمگیریها بر پایه شواهد علمی، استانداردهای حرفهای و احترام به هویت تخصصی این رشته صورت گیرد.
حفظ شأن حرفهای مددکاری اجتماعی، سرمایهگذاری بر آموزشهای تخصصی، اعتماد به ظرفیت نهادهای علمی و حرکت هماهنگ با تحولات جهانی، نه تنها ضامن ارتقای سلامت روان گروههای هدف سازمانهای حمایتی خواهد بود، بلکه جایگاه ایران را به عنوان یکی از بازیگران اثرگذار عرصه مددکاری اجتماعی در منطقه بیش از پیش تثبیت خواهد کرد.
آینده این حرفه در گرو حرکت رو به جلو است؛ حرکتی که بر دانش، تخصص، اخلاق حرفهای و نوآوری استوار باشد، نه بر بازتولید الگوهایی که دیگر پاسخگوی نیازهای جامعه امروز نیستند.
