
آسیبشناسی ساختاری و چشمانداز حیات پایدار کلینیکهای مددکاری اجتماعی در ایران: از چالش مالیاتی تا ضرورت استقلال تعاملی
پایگاه خبری مددکار نیوز: احیای مجدد کلینیکهای مددکاری اجتماعی پس از یک دوره رکود و انزوای چندساله، بدون شک جانی تازه به کالبد سلامت اجتماعی کشور بخشیده است.
این بازگشت به عرصه فعالیت که مرهون تلاشهای ارزشمند و بیشائبه معاونت اجتماعی سازمان بهزیستی کشور و حمایتهای همهجانبه ریاست محترم این سازمان است، فرصتی مغتنم اما مشروط تلقی میشود.
مشروط از آن جهت که اگر علل و عوامل شکست و چالشهای حیاتی گذشته بهدرستی آسیبشناسی نشوند، تاریخ بار دیگر تکرار خواهد شد.
برای تضمین حیات پایدار این مراکز، واکاوی دو چالش بزرگ یعنی «پدیده همپوشانی نام و بحران مالیاتی» و «وابستگی انحصاری و لزوم برونرفت از سردرگمی عملکردی» ضرورتی انکارناپذیر است.
بحران پنهان مالیاتی؛ همپوشانی اسمی و ضرورت تمایز ساختاری
یکی از فرسایندهترین و در عین حال فراموششدهترین چالشهای اداری کلینیکهای مددکاری اجتماعی در زمان فعالیت مستمر آنها تا قبل از سال ۱۳۹۸، به گره کور تعامل با سازمان امور مالیاتی بازمیگشت.
اشتباه در تشخیص ماهیت و تبعات آن
ادارات امور مالیاتی در استانها و شهرهای مختلف، هرساله صرفاً بر پایه تشابه و همپوشانی واژه «کلینیک»، این مراکز حمایتی را با کلینیکهای درمانی، پزشکی، جراحی یا دندانپزشکی اشتباه میگرفتند.
پیامد مستقیم این خطای محاسباتی، صدور برگههای تشخیص مالیاتی سنگین و مشابه با مراکز درمانی پردرآمد برای کلینیکهای مددکاری بود؛ مراکزی که ذاتاً درآمدی بسیار پایین داشته و بر پایه بودجههای محدود حمایتی اداره میشدند.
این وضعیت، مراکز مذکور را در بسیاری از نقاط کشور با بحرانهای شدید مالی و پروندههای قضایی-اداری مواجه کرده بود.
پناه بردن به تغییر نام؛ راهکار اضطراری گذشته
عمق این آسیب به حدی بود که در آن مقطع، حتی مدیرعامل وقت کانون کلینیکهای مددکاری اجتماعی کشور در گروه غیررسمی مدیران این مراکز، پیشنهاد تغییر نام «کلینیکهای مددکاری اجتماعی» به «مؤسسات مددکاری اجتماعی» را مطرح کرد.
این پیشنهاد، تنها راه فرار اضطراری برای خلاص شدن از همپوشانی اسمی و رهایی از ترکشهای مالیاتی مراکز پزشکی به نظر میرسید.
راهکار مقطعی در برابر نگاه ساختاری
باید هوشیار بود که این مشکل اگرچه زیر لایهای از مسائل صنفی دیگر پنهان شده، اما همچنان به قوت خود باقی است.
حتی اگر با رایزنیهای ارزنده مسئولان ارشد سازمان بهزیستی، معافیت مالیاتی دو سالهای برای این کلینیکها در سطح کشور اخذ شود، این امر صرفاً یک مُسکن مقطعی است و ذرهای از اهمیت ریشهکن کردن این چالش کم نخواهد کرد.
تکلیف صنفی شبکه سراسری
از هیأت رئیسه شبکه سراسری کلینیکهای مددکاری اجتماعی کشور انتظار میرود که همزمان با تلاشها برای برگزاری مجمع این تشکل صنفی، این موضوع را به عنوان یک دستور کار مشخص و فوری برای اعضای هیأت مدیره و نمایندگان استانی خود تعریف کند.
این شبکه باید گامهای اجرایی محکمی را جهت توجیه و آموزش ادارات امور مالیاتی استانها در زمینه تمایز ماهوی این دو حوزه کاملاً متفاوت (مددکاری اجتماعی در برابر درمان پزشکی) بردارد.
استقلال تعاملی و برونرفت از وابستگی مطلق به سازمان بهزیستی
موضوع حیاتی دیگری که آینده کلینیکها را رقم میزند، بازتعریف نظام خدمات و تنوعبخشی به منابع درآمدی و قراردادی آنهاست.
مزیت رقابتی کلینیکها در مقایسه با مراکز مثبت زندگی
بر خلاف ساختار و محدودیتهای تعریفشده برای «مراکز خدمات بهزیستی مثبت زندگی»، کلینیکهای مددکاری اجتماعی از انعطاف حقوقی و قانونی بالایی برخوردارند و میتوانند با سایر نهادها، ارگانها و سازمانهای دولتی و غیردولتی قراردادهای مستقل همکاری منعقد نمایند.
تجربه تلخ گذشته و چالش “عنوان وزین، اقدام عقیم“
در سالهای پایانی حیات کلینیکها (پیش از صدور بخشنامههای موسوم به پایان فعالیت که مسیر را برای قدرت یافتن مراکز مثبت زندگی هموار کرد)، وابستگی تکمنبعی به پروندهها و قراردادهای بهزیستی بزرگترین پاشنه آشیل کلینیکها بود.
از سوی دیگر، عنوان وزین «کلینیک مددکاری اجتماعی» سطح توقعات مدیران این مراکز را به شدت بالا میبرد، اما در میدان عمل، ممانعت و عدم همکاری سایر ارگانها و نهادها با آنها، نوعی سردرگمی عملکردی و «آزار روانی» مداوم را برای مدیران به همراه داشت.
خطر تکرار تاریخ
اگر امروز چگونگی رایزنی با نهادها و سازمانهای مختلف (مانند قوه قضاییه، آموزش و پرورش، شهرداریها، وزارت بهداشت و…) و آشنایی با نظام مددکاری اجتماعی سایر ارگانها فراتر از بهزیستی در دستور کار جدی کلینیکها قرار نگیرد، خطر وابستگی مجدد به قراردادهای بهزیستی، حیات پایدار این مراکز را در چند سال آینده به طور جدی تهدید خواهد کرد.
نتیجهگیری و افق پیشرو
امروز که پس از چندین سال رکود و انزوا، کلینیکهای مددکاری اجتماعی با حمایت متولیان امر مجدداً پا به عرصه فعالیت گذاشتهاند، نباید اشتباهات گذشته را تکرار کنند.
برای جلوگیری از بازگشت به چرخههای شکست قبلی، دو اقدام راهبردی زیر باید موازی با یکدیگر پیش بروند:
| محور تمرکز | اقدام راهبردی مورد نیاز | هدف نهایی |
| بُعد حقوقی و مالیاتی | ورود فعالانه شبکه سراسری برای تفکیک ماهیت اسمی و ممیزی کلینیکها در سازمان امور مالیاتی. | تثبیت امنیت مالی و رفع دغدغههای فرساینده مالیاتی. |
| بُعد عملکردی و قراردادی | آموزش تکنیکهای رایزنی بیندستگاهی و ورود به بازار خدمات اجتماعیِ سایر نهادها. | قطع وابستگی مطلق به بهزیستی و تضمین بقای اقتصادی مستقل. |
فراموش نکردن تاریخ و آسیبشناسی دقیق گذشته، تنها راهی است که نشان میدهد احیای امروز کلینیکها، نه یک مسکن موقت، بلکه یک تحول ساختاری و پایدار در نظام سلامت اجتماعی کشور است.
