
گفتگوی ویژه: واکاوی ابعاد «فقدان معنا» در زیستِ آسیبرسانان
در گفتگو با جواد طلسچی یکتا، مدیر و سردبیر پایگاه خبری مددکار نیوز
مقدمه: گاهی عبور از آسیبهای جبرانناپذیر، نه از مسیر تلافی، بلکه از مجرای «شناخت عمیق» میگذرد. در این گفتگو، جواد طلسچی یکتا به بررسی پدیدارشناختی زندگی افرادی میپردازد که علیرغم قدرت ظاهری، در خلأ معنایی غوطهورند.
خبرنگار: جناب طلسچی، با سپاس از وقتی که در اختیار ما گذاشتید. در مواجهه با افرادی که آسیبهای جدی به همکاران یا زیرمجموعه خود وارد میکنند و در عین حال هیچ احساس گناهی ندارند، رویکرد «رها کردنِ فرد به حال خود» را چگونه تحلیل میکنید؟
جواد طلسچی یکتا: این رویکرد، اوج بلوغ و تابآوری است. وقتی ما با فردی روبرو هستیم که فراز و نشیبهای زندگی هم او را به بیداری اخلاقی نرسانده، بهترین استراتژی رها کردنِ او در همان «دنیای کوچک و رُمانتیک» خودش است. حقیقت این است که چنین فردی، حتی اگر در ظاهر شادمان به نظر برسد، در لایههای زیرینِ زندگیاش با بنبستِ لذت روبروست. ما میدانیم که هیچ چیز واقعاً او را خوشحال نمیکند؛ پس رها کردنِ او، در واقع سپردنِ او به جریمهای است که خودِ زندگی برایش رقم زده است.
خبرنگار: شما به موضوع «بیمحتوایی عمیق» در زندگی این دست مدیران یا مسئولین سابق اشاره دارید. چطور میشود کسی در پستهای کلیدی باشد اما زندگیاش تا این حد «یکنواخت و بیمعنا» توصیف شود؟
جواد طلسچی یکتا: این یک پارادوکس مدیریتی و انسانی است. مشاهدات دقیق نشان میدهد که وقتی از دور به این افراد نگاه میکنیم، شاید قدرتمند به نظر برسند، اما با نزدیک شدن به زوایای پنهان زندگیشان—چه در دوران تصدی پستهای کلیدی در ادارات کل و چه در دوران انزوا در اتاقهای ایزوله—به یک «بیمحتوایی مطلق» میرسیم. این افراد برای پیدا کردن حتی یک روزنه جهت ارتقای معنای زندگیشان درماندهاند. آنچه من به عنوان برآیند سالها تحلیل این رفتارها میبینم، «فقدان معنا» به عنوان کلیدیترین بُعد زندگی آنهاست. عاقبت کسی که آسیب میرساند، هرگز فراتر از این یکنواختیِ ملالآور نخواهد بود.
خبرنگار: در این گفتگو به موضوع جالبی اشاره شده؛ اینکه دوران فعلی شاید «بهترین دوران باقیمانده» برای این فرد باشد و روزهای سختی در انتظار اوست. نگاه شما به این آیندهنگری چیست؟
جواد طلسچی یکتا: ارزیابیهای ما نشان میدهد که روزهای بسیار دشواری، به ویژه از منظر روحی و روانی، برای این دست افراد در راه است. جالب اینجاست که علیرغم تمام آسیبهای “قتلگونهای” که وارد کردهاند، ما قلباً راضی به اذیت شدنِ هیچکس نیستیم. آرزوی ما این است که این افراد بتوانند با آن دوران سخت، «انطباقپذیری مطلوبی» داشته باشند. این نشاندهنده تفاوت سطح اخلاقی ما با آنهاست.
خبرنگار: بسیاری میپرسند چطور میتوان از چنین دشمنیهای ریشهداری (مثلاً در بهزیستی، کانون یا انجمن) گذشت؟ نقش «اقتدار» در این سکوت چیست؟
جواد طلسچی یکتا: علت این سکوت و آرامش طولانیمدت، ضعف نیست؛ بلکه دقیقاً «انگشت بر ماشه بودن» است! این اقتدار است که به انسان اجازه میدهد صبوری کند. اما عامل اصلی عبور موفقیتآمیز ما، شناختِ «ابعاد واقعی» زندگی آنها بود. وقتی متوجه شدیم دیدگاه این فرد نسبت به مسائل پیرامونی چقدر «کودکانه» است و پردازشِ ذهنی او نسبت به مباحث مهم زندگی تا چه حد سطحی است، خشم ما به نوعی آگاهی تبدیل شد. تلاش این افراد برای «شاد و بیخیال نشان دادنِ خود» در حالی که محرز شده معنایی در زندگیشان ندارند، باعث شد ما به راحتی از این پرونده عبور کنیم.
خبرنگار: کلام آخر شما برای کسانی که تحت فشار چنین آسیبهای سازمانی یا فردی هستند چیست؟
جواد طلسچی یکتا: بدانید که قدرتِ نفوذِ کلامِ افرادی که خود را به مراجع ملی متصل میکنند، حبابی بیش نیست. وقتی به زندگی آنها نزدیک شوید، چیزی جز یکنواختی و تلاش مذبوحانه برای شاد بودن نخواهید دید. عبور موفقیتآمیز زمانی رخ میدهد که شما از نگاه کودکانه آنها به جهان فراتر بروید و در آرامشِ حاصل از اقتدار خود بمانید.
گفتگو و تدوین: یلدا فتوحی
