چرا حوزه اجتماعی ضعیف است؟
تحلیلی جامع بر اساس منابع معتبر در حوزههای جامعهشناسی سیاسی و مدیریت دولتی

چرا حوزه اجتماعی ضعیف است؟
پایگاه خبری مددکار نیوز: توسعه و تقویت حوزه اجتماعی در ایران، با توجه به بافت فرهنگی غنی و در عین حال چالشهای ساختاری معاصر، نیازمند یک بازنگری رادیکال در پیوند میان دولت، ملت و نهادهای مدنی است.
بر اساس نظریات جامعهشناختی مدرن و الگوهای توسعه پایدار، قدرت یک جامعه نه در منابع زیرزمینی، بلکه در میزان «سرمایه اجتماعی» آن نهفته است.
در ادامه، تحلیلی جامع بر اساس منابع معتبر در حوزههای جامعهشناسی سیاسی و مدیریت دولتی ارائه میشود.
پیش از بررسی مسیر توسعه، باید پرسید چرا حوزههای اجتماعی در سازمانهای ایرانی اغلب در حاشیه قرار دارند؟
تحقیقات نشان میدهد که چندین عامل کلیدی در این فرسایش نقش دارند:
الف) غلبه نگاه امنیتی و سیاسی بر نگاه اجتماعی
در بسیاری از ساختارها، مسائل اجتماعی نه به عنوان فرصتی برای رشد، بلکه به عنوان تهدیدهای بالقوه نگریسته میشوند. این امر باعث میشود سازمانها به جای «مشارکتجویی»، به سمت «کنترلگری» حرکت کنند.
ب) فقدان تفکر سیستماتیک و بخشینگری
سازمانهای مختلف (مانند آموزش و پرورش، بهزیستی، شهرداریها و…) به صورت جزیرهای عمل میکنند. این عدم هماهنگی منجر به هدررفت منابع و ایجاد پروژههای موازی میشود که هیچکدام به خروجی پایداری نمیرسند.
ج) ضعف در شفافیت و پاسخگویی
بر اساس شاخصهای حکمرانی خوب (Good Governance)، شفافیت ستون فقرات اعتماد اجتماعی است. وقتی فرآیندهای تصمیمگیری در سازمانها مبهم باشد، اعتماد عمومی سلب شده و مشارکت اجتماعی که موتور محرک این حوزه است، از کار میافتد.
استراتژیهای تقویت و توسعه حوزه اجتماعی ایران
برای گذار از وضعیت فعلی به سوی توسعه پایدار اجتماعی، اقدامات زیر در سطوح مختلف ضروری است:
بازسازی سرمایه اجتماعی (Social Capital)
سرمایه اجتماعی شامل شبکهها، هنجارها و اعتمادی است که مشارکت را تسهیل میکند. برای تقویت آن باید:
افزایش اعتماد افقی: تقویت روابط میان گروههای مختلف مردم (فارغ از تفاوتهای قومی و مذهبی).
افزایش اعتماد عمودی: بازگرداندن اعتماد میان مردم و نهادهای حاکمیتی از طریق صداقت و کارآمدی.
توانمندسازی جامعه مدنی و NGOها
دولت نباید تنها بازیگر حوزه اجتماعی باشد. قدرت واقعی زمانی حاصل میشود که سازمانهای مردمنهاد (NGOs) فضای تنفس داشته باشند. این نهادها به عنوان پل ارتباطی، نیازهای کف جامعه را به سیاستگذاران منتقل میکنند.
سرمایهگذاری بر آموزش و سواد اجتماعی
توسعه اجتماعی با آموزش آغاز میشود؛ آموزشی که نه فقط بر محفوظات، بلکه بر «مهارتهای زندگی جمعی»، «تفکر انتقادی» و «مسئولیتپذیری اجتماعی» تمرکز دارد.
چگونه میتوان به اوج قدرت در حوزه اجتماعی دست یافت؟
دستیابی به «اوج قدرت اجتماعی» به معنای رسیدن به وضعیتی است که در آن جامعه دارای تابآوری بالایی در برابر بحرانها باشد و خود به صورت خودجوش به حل مسائل بپردازد.
مدل حکمرانی مشارکتی (Collaborative Governance)
قدرت اجتماعی زمانی به اوج میرسد که تصمیمگیریها از حالت «بالا به پایین» به حالت «شبکهای» تغییر یابد. در این مدل، ذینفعان (مردم، بخش خصوصی و دولت) در طراحی و اجرای سیاستها سهم برابر دارند.
بهرهگیری از تکنولوژی و تحول دیجیتال
استفاده از پلتفرمهای دیجیتال برای شفافسازی و تسهیل مطالبهگری اجتماعی میتواند قدرت چانهزنی جامعه را افزایش دهد. «دولت الکترونیک» اگر به درستی اجرا شود، فساد را کاهش و عدالت اجتماعی را افزایش میدهد.
عدالت توزیعی و رفع تبعیض
هیچ جامعهای با وجود شکاف طبقاتی عمیق به قدرت واقعی نمیرسد. توزیع عادلانه فرصتها (نه فقط ثروت) در مناطق محروم و حاشیهنشین، پتانسیلهای نهفتهای را آزاد میکند که میتواند موتور محرک توسعه ملی باشد.
جدول مقایسهای: جامعه ضعیف در برابر جامعه قدرتمند
نتیجهگیری
تقویت حوزه اجتماعی در ایران یک پروژه کوتاهمدت نیست، بلکه نیازمند تغییر پارادایم از «تصدیگری دولتی» به «تسهیلگری اجتماعی» است.
قدرت واقعی یک ملت در پیوندهای ناگسستنی میان اعضای آن و احساس تعلق به یک سرنوشت مشترک تجلی مییابد.
اگر سازمانها به جای نگاه ابزاری به انسان، او را به عنوان هدف توسعه ببینند، مسیر رسیدن به اوج قدرت اجتماعی هموار خواهد شد.
