
همافزایی میدان، خیابان و دیپلماسی در سایه نقشآفرینی سمنها
میدان، خیابان و دیپلماسی؛ نقش سازمانهای مردمنهاد در تابآوری ملی
پایگاه خبری مددکار نیوز: موفقیتها و دستاوردهای دفاعی و راهبردی اخیر کشور، خط بطلانی بر این فرضیه قدیمی کشید که «دیپلماسی» و «میدان» در تضاد با یکدیگرند.
این تجربیات ثابت کرد که قدرت نظامی در میدان، پشتوانه میز مذاکره است و دیپلماسی هوشمندانه، دستاوردهای میدان را تثبیت میکند.
اما ضلع سوم و حیاتی این مثلث، «خیابان» یا همان بدنه جامعه، مردم و سرمایه اجتماعی است. خیابان مظهر پشتوانه مردمی، مشروعیت و تابآوری یک ملت در برابر فشارهای خارجی است.
برای حفظ، پایداری و نهادینهسازی این سهگانه، سازمانهای مردمنهاد (سمنها) نقشی محوری دارند.
آنها میتوانند پتانسیل سیال «خیابان» را به شکلی سازنده سازماندهی کرده و آن را به اهرم قدرت در میدان و دیپلماسی تبدیل کنند.
تقویت «خیابان»؛ سازماندهی سرمایه اجتماعی و تابآوری ملی
خیابان نباید صرفاً در مواقع بحران یا راهپیماییها زنده شود؛ «خیابان» به معنای حضور آگاهانه، منسجم و پایدار مردم در صحنه است.
سازمانهای مردمنهاد در این بخش وظایف زیر را بر عهده دارند:
- شبکهسازی و هویتبخشی به بدنه جامعه: سمنها با جذب جوانان و نخبگان در حوزههای مختلف (فرهنگی، اجتماعی، جهادی و علمی)، انرژی و پتانسیل خیابان را از حالت تودهای و هدایتنشده، به ساختاری منسجم، هدفمند و کارآمد تبدیل میکنند.
- افزایش تابآوری در برابر جنگ روانی و اقتصادی: در دوران تحریم و فشارهای بینالمللی، این سازمانهای مردمنهاد و گروههای جهادی هستند که با حضور در کف میدانِ جامعه (مناطق محروم، آسیبدیده از بلایای طبیعی یا بحرانهای اقتصادی) بار سنگینی از دوش دولت برمیدارند و مانع از گسست پیوند مردم و حاکمیت میشوند.
- تولید روایت واقعبینانه: سمنهای رسانهای و فرهنگی میتوانند با تبیین درست ارتباط میان «امنیت مرزها (میدان)» و «آرامش روانی جامعه (خیابان)»، مانع از موجسواری رسانههای بیگانه شوند.
پیوند «خیابان» به «دیپلماسی»؛ توسعه دیپلماسی عمومی و مسیر دوم
امروزه دیپلماسی دیگر منحصر به گفتوگوی مقامات رسمی پشت درهای بسته نیست.
دیپلماسی عمومی (Public Diplomacy) و دیپلماسی مسیر دوم (غیررسمی) بخش عمدهای از سیاست خارجی کشورها را تشکیل میدهد.
سازمانهای مردمنهاد ایرانی میتوانند صدای واقعی «خیابان» را به گوش جهان برسانند:
- حضور در مجامع بینالمللی: سمنهای ایرانی با ثبت بینالمللی و حضور در نهادهایی مانند سازمان ملل، میتوانند مظلومیت ملت ایران در برابر تحریمهای ظالمانه را فریاد بزنند یا دستاوردهای علمی و بشردوستانه کشور را عرضه کنند.
- روشنگری در افکار عمومی جهان: در شرایطی که رسانههای غربی تصویری مخدوش از ایران ارائه میدهند، ارتباط سمنهای ایرانی با سمنهای مستقل جهان (در موضوعاتی مثل صلح، محیط زیست، حقوق بشر واقعی و مهار جنگ) میتواند تصویر واقعی، صلحطلب و در عین حال مقتدر ایران را صادر کند.
- خنثیسازی پروژههای ضدایرانی: سمنها به دلیل ماهیت غیردولتی خود، زبان تفاهم بهتری با ملتهای دیگر دارند و میتوانند روایتهای جعلی دشمنان را در سطح بینالمللی به چالش بکشند.
پیوند «خیابان» به «میدان»؛ پشتیبانی معنوی و لجستیکی از اقتدار دفاعی
نیروهای مسلح هر کشوری زمانی در میدان نبرد مقتدرند که بدانند کل ملت پشت سر آنها ایستاده است.
سمنها این پیوند را مستحکم میکنند:
- فرهنگسازی و ترویج روحیه مقاومت: سمنهای فرهنگی و هنری با تولید محتوا درباره حماسههای میدان و جانفشانیهای مدافعان امنیت، روحیه خودباوری و مقاومت را در رگهای خیابان جاری میسازند.
- پشتیبانی در مواقع بحران: همانطور که در دوران دفاع مقدس و جنگهای اخیر دیده شد، تشکلهای مردمی بهترین ساختار برای سازماندهی کمکهای مردمی، خدمات درمانی و پشتیبانی لجستیکی پشت جبهه هستند.
نتیجهگیری: رمز پایداری اقتدار ایران
درخشش نیروهای مسلح در میدان، دستاورد بزرگی بود که توازن قوا در منطقه را به نفع ایران تغییر داد. اما برای حفظ این دستاورد، وحدت ارگانیک میان میدان، خیابان و دیپلماسی حیاتی است.
فرمول پایداری: میدان اقتدار میآفریند؛ دیپلماسی آن اقتدار را به دستاورد سیاسی و اقتصادی تبدیل میکند؛ و خیابان (مردم) سوختِ حرکت و بقای هر دوی آنها را تأمین میکند.
در این میان، حکومت باید با تسهیل فعالیت، اعتماد و حمایت از سازمانهای مردمنهادِ دغدغهمند و انقلابی، فضای خیابان را پویا، پرنشاط و پای کار نگه دارد تا این سهگانه بینظیر برای همیشه به عنوان دژ مستحکم تابآوری ایران باقی بماند.
