
بررسی رابطه سواد رسانهای با مشارکت اجتماعی زنان دارای معلولیت در مناطق محروم (مطالعه موردی: شهرستان رودسر)
کاری از سعیده یوسفی گسکری
چکیده
هدف این پژوهش، بررسی رابطه میان سواد رسانهای و مشارکت اجتماعی زنان دارای معلولیت در مناطق محروم شهرستان رودسر است. با توجه به نقش فزاینده رسانهها در توانمندسازی اجتماعی، این مطالعه تلاش دارد تأثیر آگاهی و مهارتهای رسانهای را بر میزان مشارکت اجتماعی این گروه آسیبپذیر تحلیل کند.
پژوهش حاضر از نوع توصیفی-تحلیلی بوده و با استفاده از پرسشنامه محققساخته، دادههای مربوط به ۸۰ زن دارای معلولیت در مناطق شهری و روستایی شهرستان رودسر گردآوری شده است. نتایج نشان داد که بین سطح سواد رسانهای و میزان مشارکت اجتماعی رابطه مثبت و معناداری وجود دارد.
بر اساس یافتهها، پیشنهاد میشود برنامههای آموزشی سواد رسانهای در مراکز توانبخشی، نهادهای محلی و شبکههای اجتماعی توسعه یابد تا زمینه حضور فعالتر زنان دارای معلولیت در عرصههای اجتماعی فراهم گردد.
واژگان کلیدی
سواد رسانهای، مشارکت اجتماعی، زنان دارای معلولیت، مناطق محروم، توانمندسازی اجتماعی، مددکاری اجتماعی
مقدمه
در عصر ارتباطات و گسترش رسانههای دیجیتال، سواد رسانهای بهعنوان یکی از مؤلفههای مهم توانمندسازی اجتماعی شناخته میشود. این مفهوم، فراتر از توانایی استفاده از رسانهها، شامل درک انتقادی، تحلیل محتوا، تولید پیام و تعامل آگاهانه با فضای رسانهای است. در جوامع محروم، بهویژه در میان گروههای آسیبپذیر مانند زنان دارای معلولیت، فقدان سواد رسانهای میتواند منجر به انزوا، کاهش مشارکت اجتماعی و محرومیت از فرصتهای توسعه فردی و جمعی گردد.
زنان دارای معلولیت، بهعنوان یکی از گروههای کمتر دیدهشده در سیاستگذاری اجتماعی، با چالشهای مضاعفی در زمینه دسترسی به اطلاعات، حضور در فضای عمومی و مشارکت در تصمیمگیریهای محلی مواجهاند. در این میان، رسانهها میتوانند نقش کلیدی در ارتقاء آگاهی، افزایش اعتماد به نفس و تسهیل ارتباطات اجتماعی ایفا کنند. با این حال، بهرهمندی مؤثر از این ظرفیتها نیازمند سطحی از سواد رسانهای است که در بسیاری از مناطق محروم، به دلایل فرهنگی، اقتصادی و آموزشی، مغفول مانده است.
پژوهش حاضر با تمرکز بر شهرستان رودسر در استان گیلان، به بررسی رابطه میان سواد رسانهای و مشارکت اجتماعی زنان دارای معلولیت میپردازد. هدف اصلی این مطالعه، تحلیل این رابطه و ارائه راهکارهایی برای ارتقاء سطح سواد رسانهای بهمنظور افزایش حضور اجتماعی و توانمندسازی این گروه در بافتهای محروم شهری و روستایی است.
مبانی نظری و پیشینه پژوهش
سواد رسانهای
سواد رسانهای به مجموعهای از مهارتها اطلاق میشود که فرد را قادر میسازد تا پیامهای رسانهای را بهصورت انتقادی تحلیل کرده، محتوای مناسب تولید کند و در تعامل با رسانهها بهصورت آگاهانه عمل نماید. این مفهوم شامل مؤلفههایی چون دسترسی، تحلیل، ارزیابی، تولید و تعامل است (یونسکو، ۲۰۲۳). در حوزه مددکاری اجتماعی، سواد رسانهای میتواند ابزاری مؤثر برای اطلاعرسانی، آموزش، پیشگیری از آسیبهای اجتماعی و توانمندسازی گروههای آسیبپذیر باشد.
مشارکت اجتماعی
مشارکت اجتماعی به معنای حضور فعال فرد در فعالیتهای اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و سیاسی جامعه است. این مشارکت میتواند در قالب تعامل با نهادهای محلی، حضور در برنامههای جمعی، مطالبهگری حقوقی و ایفای نقش در تصمیمگیریهای اجتماعی نمود یابد. نظریه توانمندسازی اجتماعی و نظریه سرمایه اجتماعی از جمله چارچوبهای نظری مهم در تحلیل مشارکت اجتماعی هستند.
زنان دارای معلولیت در مناطق محروم
زنان دارای معلولیت، بهویژه در مناطق محروم، با چالشهای مضاعفی در زمینه دسترسی به اطلاعات، تعامل اجتماعی و بهرهمندی از خدمات حمایتی مواجهاند. مطالعات نشان دادهاند که این گروه به دلیل محدودیتهای فیزیکی، فرهنگی و اقتصادی، کمتر در فرآیندهای اجتماعی مشارکت دارند (پورجعفری، ۱۳۹۹). ارتقاء سواد رسانهای میتواند بهعنوان راهکاری مؤثر در افزایش اعتماد به نفس، آگاهی حقوقی و حضور اجتماعی آنان عمل کند.
پیشینه پژوهش
مطالعات داخلی و خارجی متعددی به بررسی نقش رسانهها در توانمندسازی اجتماعی پرداختهاند. موسوی (۱۴۰۰) در پژوهشی نشان داد که سواد رسانهای با افزایش مشارکت اجتماعی در میان زنان ارتباط معناداری دارد. همچنین پژوهش یونسکو (۲۰۲۳) تأکید کرده است که آموزش سواد رسانهای در جوامع محروم میتواند منجر به کاهش آسیبهای اجتماعی و افزایش تعاملات مثبت شود. با این حال، پژوهشهای اندکی بهصورت خاص به رابطه سواد رسانهای و مشارکت اجتماعی زنان دارای معلولیت در مناطق محروم پرداختهاند، که ضرورت انجام این مطالعه را دوچندان میسازد.
روششناسی پژوهش
پژوهش حاضر از نوع توصیفی-تحلیلی و با رویکرد همبستگی انجام شده است. جامعه آماری شامل زنان دارای معلولیت ساکن در مناطق محروم شهرستان رودسر در سال ۱۴۰۴ است. نمونهای به حجم ۸۰ نفر به روش نمونهگیری هدفمند انتخاب شد. ابزار گردآوری دادهها پرسشنامه محققساخته شامل دو بخش سواد رسانهای (۲۰ گویه در پنج مؤلفه) و مشارکت اجتماعی (۱۵ گویه در سه مؤلفه) بود. روایی ابزار با نظر خبرگان و پایایی آن با آلفای کرونباخ ۰.۸۷ تأیید شد. دادهها با نرمافزار SPSS و آزمونهای همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه تحلیل شدند.
یافتههای پژوهش
میانگین سنی شرکتکنندگان ۳۸.۴ سال بود. سطح سواد رسانهای در جامعه هدف در حد متوسط رو به پایین قرار داشت و مؤلفههای “تحلیل انتقادی” و “تولید محتوا” ضعیفترین عملکرد را داشتند. مشارکت اجتماعی در سه سطح خانوادگی، محلهای و نهادی بررسی شد که سطح نهادی پایینترین میزان را داشت. آزمون همبستگی پیرسون نشان داد که بین سواد رسانهای و مشارکت اجتماعی رابطه مثبت و معناداری وجود دارد (r=0.62, p<0.01). همچنین تحلیل رگرسیون نشان داد که مؤلفههای “تعامل با رسانهها” و “دسترسی به اطلاعات” پیشبینیکنندههای معناداری برای مشارکت اجتماعی هستند.
بحث و نتیجهگیری
یافتهها نشان میدهد که سواد رسانهای میتواند بهعنوان یک عامل توانمندساز در ارتقاء مشارکت اجتماعی زنان دارای معلولیت عمل کند. در مناطق محروم، محدودیتهای دسترسی به رسانهها و آموزشهای مرتبط، مانعی جدی برای حضور اجتماعی این گروه است. بنابراین، توسعه برنامههای آموزشی سواد رسانهای در مراکز توانبخشی، مدارس، و نهادهای محلی ضروری است. سواد رسانهای نهتنها ابزار شناختی، بلکه بستری برای مطالبهگری، تعامل اجتماعی و حضور فعال در جامعه است.
پیشنهادات کاربردی
- برگزاری دورههای آموزشی سواد رسانهای با محتوای ساده و بومی
- تولید محتوای آموزشی ویژه زنان دارای معلولیت در قالب بروشور، پادکست و پستهای شبکههای اجتماعی
- ایجاد شبکههای ارتباطی محلی برای تبادل تجربه و حمایت رسانهای
- همکاری بیننهادی برای طراحی کمپینهای آگاهیبخش
- تسهیل دسترسی دیجیتال از طریق تأمین ابزارهای ارتباطی و اینترنت رایگان
منابع
- یونسکو (۲۰۲۳). گزارش جهانی سواد رسانهای و توانمندسازی اجتماعی.
- موسوی، م. (۱۴۰۰). سواد رسانهای و مشارکت اجتماعی در ایران. فصلنامه مطالعات ارتباطات اجتماعی.
- پورجعفری، س. (۱۳۹۹). نقش رسانه در توانمندسازی گروههای آسیبپذیر. فصلنامه مددکاری اجتماعی.
- سازمان بهزیستی کشور (۱۴۰۲). دستورالعمل توانمندسازی زنان دارای معلولیت.
- نصراللهی، ح. (۱۳۹۸). رسانه و عدالت اجتماعی. انتشارات دانشگاه علامه طباطبایی.
English Abstract
Title: The Relationship Between Media Literacy and Social Participation of Women with Disabilities in Deprived Areas (Case Study: Rudsar County)
This study aims to examine the relationship between media literacy and social participation among women with disabilities in deprived areas of Rudsar County. Given the growing role of media in social empowerment, the research investigates how awareness and media-related skills influence the level of social engagement in this vulnerable group. The study is descriptive-analytical in nature and uses a researcher-made questionnaire to collect data from 80 women with disabilities living in urban and rural deprived areas. The results indicate a significant positive correlation between media literacy and social participation. Based on the findings, it is recommended that media literacy training programs be expanded in rehabilitation centers, local institutions, and social networks to enhance the active presence of women with disabilities in society.
Keywords
Media Literacy, Social Participation, Women with Disabilities, Deprived Areas, Social Empow
خیلی عالی و مفید
بسیار عالی