
استقلال صنفی، شرط حیات و اثرگذاری
نگاهی به چالشهای تشکلهای مددکاری اجتماعی در ایران
پایگاه خبری مددکار نیوز: جامعه مددکاران اجتماعی ایران، همواره در پی ارتقای جایگاه حرفهای و تحقق عدالت اجتماعی بوده است.
یکی از مهمترین مطالبات این جامعه، مدیریت غیردولتی سازمانهای غیردولتی (NGO) فعال در حوزه مددکاری اجتماعی است. این مطالبه، بیش از یک دهه است که نادیده گرفته شده و در طول این مدت، شاهد ناکارآمدی و انفعال بسیاری از تشکلهای صنفی بودهایم.
این مقاله، با رویکردی تخصصی و بدون چاشنی سیاسی، به بررسی علل ناکامی تشکلهای مددکاری اجتماعی در ایران، آسیبهای عدم استقلال صنفی، و الزامات ایجاد یک شبکه ملی مددکاری اجتماعی اثرگذار میپردازد.
تاریخچه مطالبه استقلال صنفی و موانع پیش رو
مطالبه استقلال صنفی، ریشه در ضرورت حفظ استقلال حرفهای مددکاران اجتماعی و ارتقای کیفیت خدمات مددکاری دارد. وابستگی تشکلهای صنفی به سازمانهای حمایتی دولتی، معمولا منجر به تداخل منافع، محدودیتهای قانونی و نظارتی، و کاهش توانایی آنها در دفاع از حقوق مددکاران اجتماعی و مراجعان میشود.
متاسفانه، در طول سالهای گذشته، هرگونه تلاشی برای تحقق استقلال صنفی، با موانعی جدی مواجه شده است. در برخی موارد، این موانع به صورت غیرمستقیم از طریق اعمال فشار و محدودیتهای مالی اعمال شدهاند، و در برخی موارد دیگر، به صورت مستقیم از طریق برخوردهای قهری با منتقدین و مطالبهگران این موضوع.
تجربه کانون کلینیکهای مددکاری اجتماعی: درسهایی از شکست
کانون کلینیکهای مددکاری اجتماعی، نمونه بارزی از یک تشکل صنفی ناکام در ایران است. این کانون، علیرغم داشتن پتانسیلهای فراوان، در طول سالهای حیات خود، نتوانست به اهداف مورد نظر خود دست یابد.
مهمترین علت عدم موفقیت کانون کلینیکهای مددکاری اجتماعی، عدم استقلال صنفی آن بود. در اکثر استانها، عمدتاً نمایندگان شعب انجمن مددکاران اجتماعی ایران، به عنوان رئیس هیئت مدیره کانون های استانها انتخاب میشدند. این موضوع، عملاً کانون کلینیکها را به مجموعه ای وابسته به انجمن مددکاران اجتماعی (هرچند غیرمستقیم) تبدیل می کرد و مانع از آن می شد که این کانون ها بتوانند به طور مستقل در جهت پیشبرد منافع اعضای خود حرکت کنند.
شبکه ملی مددکاری اجتماعی: فرصتی نو یا تکرار اشتباهات گذشته؟
در سالهای اخیر، تصمیماتی در قالب ایجاد شبکه ملی مددکاری اجتماعی اتخاذ شده است. این موضوع، میتواند یک فرصت مهم برای ارتقای جایگاه مددکاری اجتماعی در ایران باشد. با این حال، تحقق این فرصت، منوط به حفظ استقلال صنفی این شبکه است.
اگر شبکه ملی مددکاران اجتماعی صرفا به واسطه مدیران کلینیکهای مددکاری اجتماعی شکل گرفته باشد، میتواند به عنوان یک شبکه تخصصی و صنفی کارآمد عمل کند. اما اگر این شبکه، صرفاً به عنوان ابزاری در دست انجمن مددکاران اجتماعی برای تسهیل روند تصویب سازمان نظام مددکاری اجتماعی تاسیس شده باشد، آینده روشنی در انتظار اعضای آن نخواهد بود.
الزامات ایجاد یک شبکه ملی مددکاری اجتماعی اثرگذار
برای ایجاد یک شبکه ملی مددکاری اجتماعی اثرگذار، لازم است الزامات زیر مورد توجه قرار گیرند:
- استقلال صنفی: شبکه باید از هرگونه وابستگی به سازمانهای دولتی و سایر تشکلهای صنفی آزاد باشد.
- انتخابات آزاد: هیئت مدیره شبکه باید از طریق انتخابات آزاد و با مشارکت تمامی اعضا انتخاب شود.
- حق تعیین سرنوشت: شبکه باید حق داشته باشد تا در مورد مسائل مربوط به مددکاری اجتماعی، به طور مستقل تصمیمگیری کند.
- شفافیت: تمامی فعالیتها و تصمیمات شبکه باید شفاف و قابل دسترس برای اعضا باشد.
- تقویت ظرفیتهای تخصصی: شبکه باید با ارائه آموزشهای تخصصی و فرصتهای یادگیری، ظرفیتهای تخصصی اعضای خود را ارتقا دهد.
- مشارکت در سیاستگذاری: شبکه باید در فرایندهای سیاستگذاری مربوط به مددکاری اجتماعی، مشارکت فعال داشته باشد.
نتیجهگیری
استقلال صنفی، شرط حیات و اثرگذاری تشکلهای مددکاری اجتماعی است.
تجربه کانون کلینیکهای مددکاری اجتماعی، نشان میدهد که عدم استقلال صنفی، میتواند منجر به ناکارآمدی و انفعال تشکلهای صنفی شود. ایجاد شبکه ملی مددکاری اجتماعی، فرصتی نو برای ارتقای جایگاه مددکاری اجتماعی در ایران است.
با این حال، تحقق این فرصت، منوط به حفظ استقلال صنفی این شبکه و توجه به الزامات فوق است.
امیدواریم با درس گرفتن از اشتباهات گذشته، بتوانیم یک شبکه ملی مددکاری اجتماعی قوی و اثرگذار ایجاد کنیم که بتواند به تحقق عدالت اجتماعی در ایران کمک کند.