انجمن های مددکاری اجتماعی جهت آزادسازی صداهای سرکوب شده چه کردند؟
گشودن زبان سکوت: اهمیت توجه به خواست مردم و صدای سرکوبشدگان در همبستگی ملی و تابآوری اجتماعی
پایگاه خبری مددکار نیوز: همبستگی ملی در زمان بحرانها، ضامن بقا و عبور از چالشهاست.
این همبستگی، زمانی محقق میشود که تمامی اقشار جامعه احساس کنند صدایشان شنیده میشود، خواستههایشان مورد توجه قرار میگیرد و در فرایند تصمیمگیری مشارکت دارند.
متاسفانه، عدم توجه به خواست مردم و سرکوب صداهای منتقد، نه تنها به همبستگی ملی آسیب میزند، بلکه میتواند زمینهساز بروز بحرانهای عمیقتر اجتماعی و سیاسی شود.
این مقاله، با رویکردی غیرسیاسی و تخصصی، به بررسی اهمیت توجه به خواست مردم و صدای سرکوبشدگان در همبستگی ملی، نقش مددکاران اجتماعی در این زمینه و عملکرد انجمنهای مددکاری اجتماعی در ایران میپردازد.
اهمیت توجه به خواست مردم در همبستگی ملی
در زمان بحران، اعتماد عمومی به حاکمیت و نهادهای اجتماعی، نقش حیاتی ایفا میکند.
این اعتماد، زمانی تقویت میشود که مردم احساس کنند حکمرانی، به نیازها و خواستههای آنها توجه دارد. نادیده گرفتن مطالبات مردمی، منجر به بیاعتمادی، نارضایتی و در نهایت، کاهش مشارکت اجتماعی میشود.
- افزایش مشارکت: زمانی که مردم احساس کنند صدایشان شنیده میشود، داوطلبانه در فرایندهای امداد و نجات، بازسازی و بازتوانی مشارکت میکنند.
- کاهش تنشهای اجتماعی: توجه به مطالبات مردم، میتواند از بروز تنشهای اجتماعی و ناآرامیهای احتمالی جلوگیری کند.
- تقویت حس تعلق: مشارکت در فرایندهای تصمیمگیری و حل مشکلات، حس تعلق و هویت ملی را در افراد تقویت میکند.
- افزایش تابآوری: همبستگی ملی، تابآوری جامعه را در برابر بحرانها افزایش میدهد.
شنیدن صدای مردم: ضرورت حکمرانی مطلوب
حکمرانی مطلوب، حکمرانیای است که مبتنی بر مشارکت، شفافیت و پاسخگویی باشد.
شنیدن صدای مردم، یکی از ارکان اصلی حکمرانی مطلوب است.
- شناسایی مشکلات واقعی: گوش دادن به مردم، به حکمرانان کمک میکند تا مشکلات واقعی جامعه را شناسایی کنند و راه حلهای مناسبی برای آنها ارائه دهند.
- افزایش کارایی و اثربخشی سیاستها: سیاستهایی که با مشارکت مردم تدوین میشوند، معمولا کارآمدتر و اثربخشتر هستند.
- کاهش هزینههای اجتماعی: توجه به خواست مردم، میتواند از بروز هزینههای اجتماعی ناشی از نارضایتی و اعتراض جلوگیری کند.
- افزایش مشروعیت حکمرانی: حکمرانیای که به مردم گوش میدهد، از مشروعیت بیشتری برخوردار است.
اهمیت توجه به صداهای سرکوبشده
صداهای سرکوبشده، معمولا متعلق به اقشار آسیبپذیر، به حاشیه رانده شده و گروههای اقلیت هستند.
این صداها، اغلب حاوی اطلاعات ارزشمندی در مورد مشکلات و نیازهای جامعه هستند.
- شناسایی نابرابریها: صداهای سرکوبشده، میتوانند نابرابریها و تبعیضهای موجود در جامعه را آشکار کنند.
- افزایش عدالت اجتماعی: توجه به نیازهای اقشار آسیبپذیر، میتواند به افزایش عدالت اجتماعی کمک کند.
- تقویت انسجام اجتماعی: مشارکت دادن گروههای به حاشیه رانده شده در فرایندهای اجتماعی، میتواند به تقویت انسجام اجتماعی منجر شود.
- پیشگیری از بحرانهای احتمالی: نادیده گرفتن صداهای سرکوبشده، میتواند زمینهساز بروز بحرانهای احتمالی شود.
نقش مددکاران اجتماعی در آزادسازی صداهای سرکوبشده
مددکاران اجتماعی، به عنوان متخصصان حوزهی عدالت اجتماعی و توانمندسازی، نقش حیاتی در آزادسازی صداهای سرکوبشده ایفا میکنند.
- حمایت از اقشار آسیبپذیر: مددکاران اجتماعی، با ارائه خدمات حمایتی و توانمندسازی، به اقشار آسیبپذیر کمک میکنند تا صدای خود را به گوش دیگران برسانند.
- مدافع حقوق افراد: مددکاران اجتماعی، به عنوان مدافع حقوق افراد، در برابر تبعیض و بیعدالتی ایستادگی میکنند.
- توسعهی ظرفیتهای جوامع محلی: مددکاران اجتماعی، با ایجاد شبکههای اجتماعی و تقویت ظرفیتهای جوامع محلی، به افراد کمک میکنند تا در فرایندهای تصمیمگیری مشارکت کنند.
- انجام پژوهشهای مشارکتی: مددکاران اجتماعی، با انجام پژوهشهای مشارکتی، به شناسایی نیازها و مشکلات اقشار آسیبپذیر کمک میکنند.
عملکرد انجمنهای مددکاری اجتماعی در ایران
در سال ۲۰۱۵، فدراسیون جهانی مددکاران اجتماعی، شعار “آزادسازی صداهای سرکوبشده” را به عنوان شعار سال انتخاب کرد.
این شعار، فرصتی برای مددکاران اجتماعی ایران بود تا در جهت تحقق این هدف گام بردارند.
متاسفانه، عملکرد انجمنهای مددکاری اجتماعی در ایران در این زمینه، تا حد زیادی محدود و ناکافی بوده است.
در حالی که بسیاری از مددکاران اجتماعی در قالب کارزارهای رسانهای و یادداشتها و مقالات، به اهمیت این موضوع پرداختند، اما اقدامات عملی و ساختاری برای آزادسازی صداهای سرکوبشده، به ندرت مشاهده شد.
- جذب محدود اقشار به حاشیه رانده شده: انجمنهای مددکاری اجتماعی، معمولا در ارائه خدمات به اقشار به حاشیه رانده شده، با محدودیتهایی مواجه بودهاند و نتوانستهاند به طور کامل به نیازهای آنها پاسخ دهند.
- عدم مشارکت در فرایندهای تصمیمگیری: اقشار به حاشیه رانده شده، معمولا در فرایندهای تصمیمگیری و سیاستگذاری مربوط به خود، مشارکت کافی نداشتهاند.
- اجرای طرحهای غیرمفید: برخی از طرحها و برنامههایی که به نام مددکاری اجتماعی اجرا شدهاند، فاقد اثربخشی بوده و نتوانستهاند به بهبود وضعیت اقشار آسیبپذیر کمک کنند.
- نبود راهبردهای مدون: انجمنهای مددکاری اجتماعی، فاقد راهبردهای مدون و بلندمدت برای آزادسازی صداهای سرکوبشده بودهاند.
نتیجهگیری
توجه به خواست مردم و صدای سرکوبشدگان، از ارکان اساسی همبستگی ملی و تابآوری اجتماعی است.
مددکاران اجتماعی، به عنوان پیشگامان عدالت اجتماعی، نقش حیاتی در آزادسازی این صداها ایفا میکنند.
انجمنهای مددکاری اجتماعی در ایران، باید با تقویت ظرفیتهای خود، توسعهی شبکههای اجتماعی، و مشارکت دادن اقشار به حاشیه رانده شده در فرایندهای تصمیمگیری، نقش خود را در این زمینه ارتقا دهند. امید است با گشودن زبان سکوت، گامی موثر در جهت ساختن جامعهای عادلانهتر و تابآورتر برداریم.
