مصاحبه اختصاصیِ مجله اینترنتی مددکاری اجتماعی با خانم دکتر افسانه اقبال نیا؛ رئیس کمپین مبارزه با سونامی سرطان پستان

پیرو اهداف اساسنامه ایِ مجموعه رسانه های مددکاری اجتماعی ایرانیان مبنی بر انجام مصاحبه های اختصاصی با شخصیت های حقیقی و حقوقیِ تأثیرگذار در حوزه های مختلف اجتماعی، اینبار به سراغ خانم “دکتر افسانه اقبال نیا” رفتیم و مصاحبه تلفنی نیم ساعته ای با ایشان ترتیب دادیم. قابل به ذکر است ایشان رئیس سازمان زنان حزب اسلامی کار؛ رئیس کمپین مبارزه با سونامی سرطان پستان؛ رئیس اتحادیه معلمین و کارکنان مدارس آزاد و همچنین مدیر مجتمع شهدای کارگر می باشند. البته این مصاحبه حول محور فعالیتها و اقدامات کمپین مبارزه با سونامی سرطان پستان صورت پذیرفت که مشروح آن را در ادامه میخوانید.

مصاحبه اختصاصیِ مجله اینترنتی مددکاری اجتماعی با خانم دکتر افسانه اقبال نیا؛ رئیس کمپین مبارزه با سونامی سرطان پستان*** ضمن سلام و احترام؛ بعنوان اولین سوال؛ با توجه به اینکه شما ریاست کمپین مبارزه با سرطان پستان را عهده دار هستید، تا این لحظه چه اقداماتی در جهت اجتماعی شدنِ مبارزه با سرطان پستان توسط این کمپین انجام شده است و تا چه میزان این اقدامات رضایت بخش بوده است؟

با سلام و احترام؛ در خصوص سوال شما باید عرض کنم اقدامات به چند گروه تقسیم می شوند، اقداماتی که ما در کمپین مان اجرا کردیم، سعی کردیم که در وهله اول جنبه آگاهی رسانی داشته باشد و در واقع تلاش کردیم پیشگیری کنیم قبل از درمان، و نظرمان این بوده و هست که این مبحث اول که مسلماً به عهده پزشکان هست که بیماریها رو بصورت علمی درمان می کنند و کار رو به جلو هدایت می کنند ولی ببینید ما سعی مان بر این بوده که سعی کنیم با زنان جامعه با زبان خودشان صحبت کنیم، برای این که بتوانیم قضیه را برایشان تفهیم کنیم، چون افراد با سطح سواد و آگاهی های مختلف هستند که به این بیماری دچار میشوند و ما باید بتونیم که این قضیه رو با زبان هر کسی بهشون آگاهی بدهیم و ما با این روش که پیش رفتیم توانستیم خیلی خوب این قضیه رو پیش ببریم، بعنوان مثال خانمی که در یک روستا زندگی می کند و ممکن است سواد آنچنانی نداشته باشد و اگه ما بخوایم با اصطلاحات خاص پزشکی و با مواردی که بهرصورت قابل درک برای کسانی هست که در این زمینه تحصیلات آکادمیک دارند، مسلماً برایش جوابگو نیست و ابهاماتش را برطرف نمی کند، بنابراین ما آمدیم وقتی کار را شروع کردیم کار را بر این مبنا قرار دادیم که خانمها هر پیامی که از ما میگیرند را به سایر خانمها در هر جایی که برخورد دارند منتقل کنند، ما الحمدالله تونستیم خیلی خوب قضیه رو پیش ببریم و الان هم کمیپن ما توانسته در استانهای مختلف کشور شاخه هایی را ایجاد کند و خود پزشکان به زعم خودشان اعتقادشان این بود که این کمیپن و نحوه اداره این کمپین حلقه مفقوده درمان بوده است. من اخیراً برای کنفرانسی به کرمانشاه دعوت شدم و در آنجا بعد از کنفرانسهای پزشکان حوزه های مختلف، وقتی خانمهایی که بهبود یافته بودند و از طریق آموزش هایی که در همین کمپین ما دیده بودند توانمند شدند و اینها آمدند صحبت کردند و اذعان داشتند که در واقع امیدشان به زندگی صفر بوده ولی از زمانی که این عزیزان آمدند به کمیپن و از ما این پیام را دریافت کردند که سرطان پایان زندگی نیست، خصوصاً همانطور که مستحضر هستید اکثر کسانی که درگیر این بیماری می شوند متأسفانه دچار نقص عضو می شوند طبیعتاً در زندگی های خانوادگی شان دچار مشکل میشوند و بعضاً از سمت خانواده کنار گذاشته می شوند و حتی اگر کنار هم گذاشته نشوند هزینه های بالای درمانشان باعث چالش هایی در زندگی آنها می شود و خصوصاً یکی از عواملی باعث بوجود آمدن و تشدید و حتی متاستاز مجدد سرطان می شود مسأله استرس آنهاست، و ما آمدیم این خانمها را آموزش دادیم در هنرهای مختلف و خودمان برایشان بازار کار نیز ایجاد کردیم و همین عزیزان توانستند در کمترین زمان ممکن به درآمد برسند و تا حدودی توانستند هزینه هاشون رو تأمین کنند و دیدشان نسبت به مسائل پیرامون خودشان تغییر کرد، و متعاقباً پزشکان و روانشناسانی که با ما در ارتباط بودند و وقتی دیدند تمامیِ خدمات ما در این کمپین صددرصد رایگان هست، پزشکان و همراهانشان بدون کمترین چشمداشتی با ما همراه شدند، و امروز کار به جایی رسیده که علوم پزشکی ما را بعنوان حلقه مفقوده درمان به رسمیت شناخته است و ما را برای همایشات و کنفرانسهای مختلف دعوت می کنند و ما هم سعی می کنیم در هر استانی که می رویم بستر را برای ادامه درمان و برای حل مشکلات این خانمها انشاالله مهیا کنیم.

*** سوال بعدی ما؛ در خصوص بحث مددکاری اجتماعی و مددکاران است، خصوصاً با توجه به تلاشهای کمپین شما در جهت بومی سازیِ نحوه آگاهی رسانی ها به آحاد مختلف جامعه و نقش قابل توجهی که مددکاران اجتماعی می توانند از این حیث در ابعاد مختلفِ آموزشی و تسهیل گری در این کمپین ایفا کنند، به نظر شما چطور می شود مددکاران اجتماعیِ سرتاسر کشور را در این کمپین دخالت داد؟

ما یکسری از خانمهای مددکار و روانشناسی که در حال گذراندن تِز دکتراشون هستند، این عزیزان زحمت میکشند، ما را پیدا می کنند، متأسفانه این طور هست که کار پژوهش را آغاز می کنند ولی دقیقاً زمانی که کار می خواد جواب بده بیمار را رها می کنند، به همین خاطر ما با مددکاران و روانشناسانی که تعهد می دهند تا آخر راه با ما همراه باشند، خصوصاً که به یقیین می توان گفت بیشتر از قضیه پزشکی همین مباحث مددکاری اجتماعی و روان درمانی می تواند برای این بیماران چاره ساز باشد، چنانچه مددکار می تواند در خصوص مسائل زناشویی، مسائل خانواده بیمار و بسیاری موارد دیگر کمک حال بیمار و خانواده اش باشد و از آنجایی که این کار کاملاً تخصصی هست ما بسیار نیاز داریم به این مبحث و استقبال می کنیم از همراهیِ همه مددکارانی که مایلند با ما در این راه همراه باشند.

*** در ارتباط با بحث ارتقاء تاب آوریِ جامعه هدف این کمپین یعنی بیماران و خانواده های آنان و حتی تسهیلگران و همیاران این مجموعه چه اقداماتی انجام داده اید و چه برنامه هایی در دستور کار شما قرار دارد؟

ما این کمپین را چند وقت است که با پزشکان در استانهای مختلف در میان گذاشتیم و الان همه عزیزان به این باور رسیده اند که این کار خیلی بیشتر از درمان پزشکی جواب می دهد، بنابراین خودشان آمدند از دل این کمپینِ ما، کمپین هایی را در برخی استانها ایجاد کردند، چنانچه بنده اخیراً در سالروز جهانی سرطان (چهار فوریه) به همایشی در کرمانشاه دعوت شدم و کمپین ققنوس در کرمانشاه راه اندازی شد و من احساس می کنم ما از هم جدا نیستیم و در واقع یک خانواده هستیم که داریم بزرگ میشیم در سرتاسر ایران، من اعتقادم به این هست که وقتی من از راهنمایی های دکتر پاینده استفاده می کنم، یا از رهنمودهای دکتر محمد هادی زاده استفاده می کنم، این مبحث برای منی که کمپین من به جایی متصل نیست یا از جایی کمک مالی دریافت نمی کند و به قول معروف تأسیس آن جنبه مالی و اقتصادی به هیچ عنوان نداشته است بسیار ارزشمند است و احساس می کنم که ما باید این خدمات را بیدریغ در تمام استانهای کشور پخش کنیم، گسترش بدهیم، باید اطلاعات بروز را در اختیار داشته باشیم. آن چیزی که برای ما مهم هست وجود انسانهای بهبودیافته از سرطان هست تا مردم ببینند و باور کنند که سرطان پاین زندگی نیست و فکر نکنند اگر این بیماری را مبتلا شدند باید زندگی را تعطیل کنند و رها شوند، ببینند که خانمهایی بوده اند که عین خودشان دچار این بیماری شدند و طی درمان دارند زندگیِ عادی شان را دنبال می کنند، و با توجه به اینکه اگر ما این بیماری را هر چه زودتر در مرحله اول بیماری تشخیص بدهیم، نوع درمان، هزینه درمان، هزینه مسائل روحی- روانی آن کمتر خواهد بود، خصوصاً اینکه سرطان پستان از آن دسته سرطانهایی است که خوش خیم است و اصطلاحاً به آن نجیب می گویند، یعنی تا زمانی که به مرحله فریاد در نیامده کاملاً قابل کنترل است ولی وقتی به صدا در می آید شروع می کند به اذیت کردن و از طرفی با توجه به اینکه سینه تمامی امعاء و احشاء بدن را تحت الشعاع قرار می دهد بنابراین سریع همه جا را درگیر می کند و در نتیجه عدم آگاهی و عدم اطلاعات بسیار بسیار هزینه بر است و در بسیاری از موارد جوابگو نخواهد بود بنابراین ما باید در هر جا که هستیم حتی در مسافرت، مراسمات و مجالس مختلف حتی عزاداری ها و مراسمات عروسی ها و دید و بازدیدهای خانوادگی و … باید سعی کنیم این آموزش را به خانواده ها، به خانمها و حتی به آقایون منتقل کنیم، چون بسیاری از افراد این علائم را دارند ولی متوجه نمیشوند، خصوصاً اینکه سرطان سینه از آن دسته سرطانهایی هست که کاملاً علامت می دهد که من هستم، توده هست پس من هستم، جوش رو سینه هست پس من هستم و خیلی موارد دیگر … و بسیاری از خانمها به علت عدم آگاهی این علائم را میبینند ولی نمی دانند که باید پیگیری کنند و به دکتر مراجعه کنند، خلاصه کلام اینکه به قول فرمایش حضرت امام (ره) ما باید ایران را سراسر مدرسه کنیم، ما در سرتاسر ایران می بایست این گزارشات و این آگاهی رسانی ها را برای عموم عرضه نماییم، تا همه افراد یاد بگیرند خودشان را معاینه کنند، به بدن خودشان احترام بگذارند، کوچکترین تغییر و علائم اولیه را که ببینند می توانند انشاالله به درمان بپردازند و نتیجه بگیرند و در غیر اینصورت کار بسیار سخت و نوعاً نشد خواهد بود.

مطالب مرتبط

مصاحبه و گردآوری؛
جواد طلسچی یکتا؛ مدیریت مجموعه رسانه های مددکاری اجتماعی ایرانیان

 

مجله اینترنتی مددکاری اجتماعی ایران
دکمه بازگشت به بالا