دومین نشست تخصصی «تابآوری در وضعیت بحران» برگزار شد؛ تأکید بر سرمایههای اجتماعی و ضرورت خودکفایی سازمانها
دومین نشست تخصصی «تابآوری در وضعیت بحران» با تمرکز بر نقش سرمایههای اجتماعی، انسانی و سازمانی در مدیریت بحران و کاهش آسیبهای اجتماعی، با حضور جمعی از استادان، پژوهشگران و صاحبنظران این حوزه و به میزبانی ادارهکل بهزیستی استان تهران برگزار شد.
به گزارش مددکار نیوز، این نشست با دبیری عبدالرضا اسدی، مدیر دفتر پیشگیری از آسیبهای اجتماعی مرکز فوریتهای اجتماعی سازمان بهزیستی کشور، برگزار شد و طی آن ابعاد مختلف تابآوری اجتماعی در شرایط بحرانی، الزامات تقویت ظرفیتهای جامعه و راهکارهای افزایش آمادگی نهادها و سازمانها برای مواجهه با بحرانها مورد بررسی قرار گرفت.
در این نشست، پریچهر شاهسوند، رئیس کمیسیون بانوان مجمع خیرین، مژگان رضازاده، پژوهشگر حوزه سلامت روانی ـ اجتماعی و محمد احیایی، رئیس امور علمی ـ فرهنگی ـ اجتماعی معاون اول رئیسجمهور، از سخنرانان اصلی بودند که با تشریح ابعاد مختلف سرمایه انسانی و سازمانی، بر ضرورت تقویت زیرساختهای اجتماعی و افزایش ظرفیتهای درونسازمانی برای مدیریت مؤثرتر بحرانها و کاهش آسیبهای اجتماعی تأکید کردند.
این رویداد با مشارکت انجمن توسعه و نوآوری اجتماعی ایران، مؤسسه کار و تأمین اجتماعی، سازمان بهزیستی کشور و همکاری اتحادیه انجمنهای علوم اجتماعی ایران برگزار شد و فرصتی برای تبادل دیدگاهها، تجربیات و یافتههای علمی میان متخصصان، پژوهشگران و کارشناسان حوزههای اجتماعی، حمایتی و سازمانی فراهم کرد.
سرمایه اجتماعی، انسانی و سازمانی؛ سه ضلع مهم تابآوری در بحران
یکی از محورهای مهم این نشست، توجه به ظرفیت سرمایههای اجتماعی، انسانی و سازمانی بهعنوان مؤلفههای بنیادین تابآوری جامعه بود. تجربه بحرانهای مختلف نشان داده است که برخورداری از منابع انسانی توانمند، شبکههای اجتماعی فعال و سازمانهایی با ساختارهای حرفهای و منسجم، میتواند نقش تعیینکنندهای در کاهش پیامدهای بحران داشته باشد.
تابآوری صرفاً به معنای توانایی بازگشت جامعه پس از وقوع بحران نیست؛ بلکه به میزان آمادگی، سازمانیافتگی، استقلال تصمیمگیری و توان بهرهگیری از ظرفیتهای موجود پیش از وقوع بحران نیز وابسته است.
از این منظر، سازمانها و نهادهای دولتی و عمومی کشور نیز باید بتوانند ظرفیتهای تخصصی خود را در حوزههایی همچون آموزش، پژوهش، پیشگیری از آسیبهای اجتماعی و ارتقای تابآوری توسعه دهند و در مواجهه با بحران، بیش از هر چیز بر توانمندیهای حرفهای و درونسازمانی خود تکیه کنند.
خودکفایی سازمانها در حوزه تابآوری؛ یک ضرورت راهبردی
یکی از موضوعاتی که سالهاست از سوی رسانه مددکاری اجتماعی ایرانیان و رسانههای تخصصی تحت مدیریت این مجموعه مورد تأکید قرار گرفته، ضرورت حرکت سازمانها و نهادهای کشور به سمت خودکفایی، توانمندسازی و استقلال تخصصی در حوزه تابآوری است.
بر اساس این رویکرد، سازمانی که مسئولیت مستقیم یک حوزه اجتماعی را بر عهده دارد، باید بتواند دانش، تجربه، نیروی انسانی و سازوکارهای تخصصی مورد نیاز خود را در همان ساختار سازمانی توسعه دهد. استفاده از ظرفیت دانشگاهها، رسانهها، انجمنهای علمی و متخصصان بیرونی میتواند ارزشمند و حتی ضروری باشد، اما این همکاری نباید به معنای واگذاری هویت تخصصی، مرجعیت سازمانی یا اختیار تصمیمگیری یک نهاد به خارج از ساختار آن تلقی شود.
در حوزه تابآوری نیز این مسئله اهمیت مضاعف دارد؛ زیرا تابآوری سازمانی زمانی پایدار خواهد بود که از درون سازمان شکل گرفته، آموزش داده شده، مستندسازی شود و با سیاستها، ساختارها و مأموریتهای همان سازمان پیوند بخورد.
به بیان دیگر، تابآوری سازمانی را نمیتوان صرفاً با اتکا به ظرفیتهای بیرونی خرید یا وارد سازمان کرد؛ بلکه باید آن را در ساختار سازمانی ساخت، پرورش داد و نهادینه کرد.
استقلال سازمانی؛ صیانت از شأن و کرامت نهادها
در سالهای اخیر، توجه به شأن، جایگاه و استقلال سازمانها و نهادهای کشور نیز پررنگتر شده است. سازمانهای تخصصی، بهویژه دستگاههایی که مسئولیت مستقیم در حوزههای اجتماعی، حمایتی و سلامت اجتماعی دارند، طبیعتاً از سازوکارهای قانونی و سازمانی مشخصی برای تعیین سیاستهای آموزشی، پژوهشی و اجرایی خود برخوردارند.
بر همین اساس، نمیتوان صرفاً با ایجاد ارتباطهای بیرونی، تقدیم یک اثر، برگزاری یک برنامه یا ایجاد یک همکاری محدود، چنین تلقی کرد که فرد یا مجموعهای صاحب جایگاه رسمی در ساختار تخصصی آن سازمان شده است.
تقدیم یک کتاب به نام یک ادارهکل یا یک سازمان، بهخودیخود به معنای ورود نویسنده یا ناشر آن اثر به ساختار آموزشهای درونسازمانی، نظام تصمیمگیری یا سیاستگذاری تخصصی آن سازمان نیست. هر سازمان، ضوابط، فرآیندها، مدیران، کارشناسان و سازوکارهای رسمی خود را دارد و مرجعیت سازمانی نیز بر اساس همین ساختارها تعریف میشود.
ممکن است در مقاطعی و در برخی نقاط کشور، همکاریهایی از بیرون یک سازمان با یک مجموعه استانی یا محلی شکل بگیرد، اما نمیتوان چنین مواردی را بهعنوان یک روند پایدار و فراگیر در سیاستگذاری سازمانی کشور تلقی کرد. مسیر کلی سازمانهای حرفهای، حرکت به سمت تقویت ظرفیتهای درونی و صیانت از استقلال و هویت سازمانی است.
هشدار درباره «خودپدرپنداری» در حوزه تابآوری
موضوع دیگری که در سالهای گذشته از سوی رسانه مددکاری اجتماعی ایرانیان نسبت به آن هشدار داده شده، پدیدهای است که میتوان از آن با عنوان «خودپدرپنداری در حوزه تابآوری» یاد کرد؛ یعنی شکلگیری این تصور که یک فرد یا مجموعه، بدون برخورداری از جایگاه رسمی و فرآیندهای سازمانی لازم، خود را مرجع اصلی، بنیانگذار یا صاحب اختیار یک حوزه تخصصی معرفی کند.
این مسئله تنها محدود به تابآوری نیست و در بسیاری از حوزههای علمی و اجتماعی میتواند موجب اختلال در تشخیص مرجعیتهای واقعی و تضعیف فرآیندهای تخصصی شود.
تأکید بر این مخاطرات، به معنای مخالفت با همکاری میان سازمانها و متخصصان بیرونی نیست؛ بلکه هدف آن، تفکیک روشن میان همکاری تخصصی و مداخله در ساختار سازمانی است.
رسانه مددکاری اجتماعی ایرانیان طی سالهای گذشته، در چارچوب رسالت رسانهای خود، نسبت به چنین مخاطراتی هشدار داده و بر ضرورت هوشیاری سازمانها، نهادها و رسانهها در مواجهه با ادعاهای غیررسمی درباره جایگاهها و مرجعیتهای تخصصی تأکید کرده است.
تابآوری واقعی از سازمانهای توانمند آغاز میشود
اکنون که مفهوم تابآوری بیش از گذشته وارد ادبیات مدیریتی، اجتماعی و سازمانی کشور شده است، یکی از مهمترین الزامات آن، توجه به تابآوری خود سازمانها است؛ سازمانهایی که باید بتوانند در شرایط بحران، بدون وابستگیهای غیرضروری، ظرفیتهای علمی، آموزشی و اجرایی خود را فعال کنند.
از این منظر، استقلال سازمانی نه در تقابل با همکاری علمی و اجتماعی، بلکه مکمل آن است. سازمان توانمند میتواند از متخصصان بیرونی استفاده کند، با دانشگاهها همکاری داشته باشد، از ظرفیت رسانهها بهره بگیرد و با انجمنهای علمی ارتباط برقرار کند؛ اما در نهایت، مرجعیت، تصمیمگیری و سیاستگذاری تخصصی باید در چارچوب ساختار رسمی همان سازمان باقی بماند.
برگزاری نشستهایی همچون «تابآوری در وضعیت بحران» میتواند فرصتی ارزشمند برای تقویت همین نگاه باشد؛ نگاهی که در آن، تابآوری نه یک عنوان تشریفاتی، بلکه بخشی از ظرفیت واقعی سازمانها و نهادهای کشور برای مواجهه با بحرانها، کاهش آسیبهای اجتماعی و حفاظت از سرمایههای انسانی و اجتماعی تلقی میشود.
در چنین شرایطی، هر اندازه سازمانها از نظر علمی، آموزشی و مدیریتی توانمندتر و خودکفاتر شوند، زمینه برای شکلگیری تابآوری پایدارتر در سطح جامعه نیز فراهمتر خواهد شد؛ مسیری که تقویت آن، نیازمند همکاری تخصصی، مرزبندی روشن سازمانی و احترام متقابل به شأن و استقلال نهادهای کشور است.
