بنبست مالیاتی سمنهای غیرفعال؛ وقتی داوطلبی جرم میشود!
پایگاه خبری مددکار نیوز: در ساختار حقوقی فعلی، مراکز مردمنهاد (NGOs) به عنوان اشخاص حقوقی مستقل شناخته میشوند. اما مشکل بزرگ زمانی رخ میدهد که یک مجموعه به دلایل حاکمیتی (مانند تغییر رویکرد بهزیستی و ایجاد مراکز مثبت زندگی) عملاً «موضوع فعالیت» خود را از دست میدهد، ولی کالبد حقوقی آن همچنان در اداره ثبت شرکتها و سازمان امور مالیاتی زنده میماند.
چالش مسئولیت هیئتمدیره جدید در قبال خطاهای گذشته
طبق قوانین مالیاتی، مسئولیت پرداخت مالیات و جرایم بر عهده شخص حقوقی است، اما مدیران وقت نیز مسئولیت تضامنی دارند. فاجعه بارترین قسمت اینجاست که:
- وراثت جرم مالیاتی: هیئتمدیره جدید که با نیت خیرخواهی و احیای یک مجموعه وارد میدان میشود، ناگهان با ابلاغیههای سنگین مربوط به دورانی مواجه میگردد که هیچ نقشی در مدیریت آن نداشته است.
- فقدان تفکیک مسئولیت: قانون باید میان «قصور مدیریتی» و «بدهی انباشته» تفکیک قائل شود. فردی که به صورت داوطلبانه و بدون انتفاع مالی، مسئولیت یک کانون فاقد درآمد را میپذیرد، نباید تاوان سوءمدیریت یا عدم شفافیت پیشینیان را با اموال شخصی یا اعتبار اجتماعی خود بدهد.
تراژدی کانون کلینیکهای مددکاری اجتماعی گیلان
مورد کانون گیلان، نمونهای از «حیات نباتی یک نهاد حقوقی» است. وقتی کلینیکهای عضو ابطال شدهاند، کانون کشوری منحل شده و بهزیستی دیگر وجاهتی برای آن قائل نیست، الزام به رد کردن اظهارنامه «عدم فعالیت» صرفاً برای فرار از جریمه، یک اتلاف منابع و فشار روانی بر آخرین بازماندگان این نهاد است.
اینکه یک مددکار سابق، علیرغم ابطال مجوز کلینیک شخصی خود در سال ۱۴۰۲، همچنان مجبور به پیگیری امور مالیاتی یک کانونِ روحوار است، نشاندهنده نقص در سامانه انحلال خودکار برای مجموعههایی است که مجوز فعالیتشان از سوی نهاد صادرکننده (بهزیستی) تمدید نشده یا ابطال گشته است.
راهکارهای پیشنهادی برای خروج از بحران
برای حل این چالش ملی و استانی، چند اقدام کلیدی ضرورت دارد:
- اصلاح قانون مالیاتهای مستقیم (مسئولیت دورهای): باید مادهای ابقا شود که مسئولیت پاسخگویی در قبال تراکنشهای مالی و جریمههای هر دوره مالی، صرفاً بر عهده اعضای وقت هیئتمدیره در همان بازه زمانی (بر اساس آگهی تغییرات) باشد.
- لینک شدن سامانه ثبت شرکتها با بانک جامع مجوزها: به محض اینکه سازمان بهزیستی پایان فعالیت یک صنف یا مرکز را اعلام میکند، باید فرآیند «تعلیق مالیاتی» به صورت خودکار آغاز شود تا نیازی به ارائه اظهارنامه عدم فعالیت توسط اشخاص نباشد.
- تسهیل فرآیند انحلال برای سمنهای فاقد دارایی: برای مراکزی مانند کانون گیلان که سالهاست تراکنش بانکی صفر دارند و فاقد اموال منقول و غیرمنقول هستند، باید «انحلال سریع» بدون نیاز به تشریفات پیچیده مجمع عمومی (که تشکیل آن به دلیل عدم دسترسی به اعضای قدیمی غیرممکن است) پیشبینی شود.
- ورود مدعیالعموم یا شورای گفتگوی دولت و بخش خصوصی: این موضوع باید به عنوان یک مانع بزرگ در مسیر فعالیتهای مدنی در شورای گفتگوی استان مطرح شود تا با مصوبه استانی، اداره مالیات از پیگیری جریمههای سنواتی این کانونها تا تعیین تکلیف نهایی خودداری کند.
سخن پایانی: نباید اجازه داد «داوطلبگری» در حوزههای اجتماعی به یک ریسک حقوقی و مالی تبدیل شود. اگر امروز مددکاران گیلان بابت مسئولیتی که سالها پیش تمام شده، همچنان درگیر راهروهای اداره مالیات هستند، فردا هیچ نخبگی حاضر به پذیرش مسئولیت در نهادهای صنفی و مردمنهاد نخواهد بود. کانون کلینیکهای مددکاری گیلان نیازمند یک «خروج محترمانه و قانونی» از سیستم است، نه شکنجه اداری مستمر.
