اگر ما ارجمند بودیم …!

غیرقابل اعتمادترین، بی‌بصیرت‌ترین، بی‌مرام‌ترین و نامردترین مردمی که در جامعه ما وجود دارند، آن‌هایی هستند که از حقوق، یارانه و درآمدزایی‌های نظام و دولت و به طور کلی کشور ایران بهره‌مند شده‌اند، اما در زمان‌های حساس با نظام همراهی نکرده و نمی‌کنند. جالب است بدانید این‌گونه افراد برای هیچ نظامی قابل اعتماد نخواهند بود.

به یاد دارم یکی از افرادی که به همراه خانواده‌اش پس از سال‌ها زندگی و اقامت رسمی در یکی از کشورهای اروپایی، برای مسافرتی طولانی به ایران آمده بودند، هرگز اجازه نمی‌دادند تا کوچک‌ترین توهینی به کشور محل اقامت‌شان شود. نظرشان این بود که از آنجا که تامین معیشت ما وابسته به فلان کشور است، هیچ گونه نقد یا توهینی به آن کشور را نمی‌پذیریم! آن‌ها به حفظ حرمت کشور محل اقامت و شأن و کرامت معیشت در کشور میزبان که زادگاه مادری‌شان هم نیست، اهمیت می‌دادند.

اما در کشور ما چه خبر است؟ برخی از هموطنان ما چگونه می‌اندیشند و نگاهشان به این موضوع چیست؟

میزان حرمت‌داری هموطنان داخل کشور ما نسبت به نظام حاکم که حتی در دوران بحران نسبت به معیشت مردم فکر کرده، چقدر بوده است؟

نسبت به حفظ حرمت میهن و مام وطن، و نیروهای نظامی که جانشان را کف دست گرفته‌اند و دلتنگی همسران و فرزندانشان را درک می‌کنند، چه اندازه احساس مسئولیت می‌کنیم؟

با وجود حملات به مسیرهای مهم مواصلاتی که تأمین‌کننده امورات اساسی زندگی مردم است، چگونه است که همچنان اقلام غذایی اساسی در دسترس قرار دارد؟

چگونه ادارات دولتی و غیردولتی و کلیه امور اداری و قضائی در شرایط بحران جنگ چرخ‌های این مملکت را می‌چرخانند که ما مردم ایران زمین هیچ‌گونه خللی در زندگی عادی‌مان حس نکنیم؟ ما تا چه حد حرمت دولت و نظام را رعایت کرده‌ایم و می‌کنیم؟

چقدر به هویت فرهنگی و ایرانی‌مان آگاهیم و چقدر حرمت دینداری و اسلام و مسلمانانی که حداکثر جمعیت این کشور را تشکیل می‌دهند، حفظ کرده‌ایم؟

در پایان این دلنوشته به یاد یادداشتی از یکی از دوستان فرهیخته در حوزه مددکاری اجتماعی ایران می‌افتم که عنوان آن این بود: “فقط اگر انسان ارجمند بود …!”

اگر ما ارجمند بودیم …!
اگر ما ارجمند بودیم …!
رسانه تاب آوری ایران رسانه تاب آوری ایران
دکمه بازگشت به بالا