نقد رویکردهای سطحی در طرحهای مشارکتی اجتماعی: چرایی ناکارآمدی و ضرورت بازنگری
پایگاه خبری مددکار نیوز: طی دو دهه اخیر، شاهد اجرای طرحهای متعددی با هدف ارتقای مشارکتهای اجتماعی، توانمندسازی جوامع محلی و پیشگیری از آسیبهای اجتماعی در ایران بودهایم. با وجود صرف بودجههای قابل توجه و تلاشهای فراوان، نتایج حاصل از این طرحها غالباً سطحی و ناکافی بوده است. بسیاری از این طرحها پس از مدتی از سرعت و دقت خود کاسته و به دست فراموشی سپرده میشوند. این امر، سوالات مهمی را در مورد رویکردهای فعلی و ضرورت بازنگری در استراتژیهای توسعه اجتماعی مطرح میکند.
این مطلب، با بررسی دلایل ناکارآمدی طرحهای مشارکتی اجتماعی، به ارائه نقدی جامع از وضعیت فعلی و پیشنهاداتی برای بهبود عملکرد سازمانها و نهادهای فعال در این حوزه میپردازد.
چرایی ناکارآمدی طرحهای مشارکتی اجتماعی
- رویکرد سطحی و عدم تمرکز بر زیرساختها: بسیاری از طرحها به جای تمرکز بر ایجاد تغییرات پایدار و زیربنایی، به اقدامات کوتاهمدت و ظاهری اکتفا میکنند. این رویکرد سطحی، منجر به عدم شکلگیری تغییرات واقعی در جامعه میشود.
- فقدان ارزیابی دقیق و مستمر: بسیاری از طرحها فاقد سیستم ارزیابی دقیق و مستمر هستند. این امر، امکان شناسایی نقاط ضعف و قوت طرحها و اصلاح آنها را از بین میبرد.
- عدم توجه به نیازهای واقعی جامعه: برخی از طرحها بدون در نظر گرفتن نیازهای واقعی جامعه طراحی و اجرا میشوند. این امر، منجر به عدم استقبال از طرحها و کاهش اثربخشی آنها میشود.
- عدم هماهنگی بین سازمانها و نهادها: عدم هماهنگی بین سازمانها و نهادهای مختلف، منجر به تکرار فعالیتها و هدر رفت منابع میشود.
- تأکید بر کمیت به جای کیفیت: برخی از سازمانها و نهادها، به جای تمرکز بر کیفیت خدمات ارائه شده، به تعداد افراد تحت پوشش اهمیت میدهند. این امر، منجر به کاهش کیفیت خدمات و عدم دستیابی به اهداف طرحها میشود.
- فقدان نیروی انسانی متخصص: بسیاری از طرحها فاقد نیروی انسانی متخصص و آموزشدیده هستند. این امر، منجر به ارائه خدمات غیرحرفهای و کاهش اثربخشی طرحها میشود.
- نگاه بخشی و عدم رویکرد جامع: نگاه بخشی به مسائل اجتماعی و عدم توجه به ارتباط بین آنها، منجر به ارائه راهکارهای ناکافی و غیرموثر میشود.
نمونههای ناکارآمدی: طرح های مشارکت محور و عدم سرمایهگذاری در نیروی داوطلب
همانطور که در مطالب قبلی نیز به آن اشاره شد، طرحهایی مشارکت محور با صرف بودجههایی کم تا بسیار زیاد، هیچگاه نتوانستهاند به اهداف خود دست یابند.
یکی از مهمترین دلایل این ناکامی، عدم توجه به توسعه و پرورش نیروی انسانی داوطلب متخصص است. در شرایط بحرانی مانند جنگ، نیاز به داوطلبان آموزشدیده و آماده برای ارائه خدمات حمایتی بیش از هر زمان دیگری احساس میشود. متأسفانه، برخی از سازمانها به جای سرمایهگذاری در آموزش و توانمندسازی داوطلبان، به طرحهایی روی آوردهاند که هیچ گونه پشتوانه علمی تخصصی ندارند و صرفاً برای نشان دادن فعالیت و جلب توجه طراحی شدهاند.
پیامدهای ناکارآمدی طرحهای مشارکتی اجتماعی
- افزایش آسیبهای اجتماعی: ناکارآمدی طرحهای مشارکتی اجتماعی، منجر به افزایش آسیبهای اجتماعی مانند طلاق، اعتیاد، خشونت خانگی و آسیبهای فضای مجازی میشود.
- کاهش اعتماد عمومی: ناکارآمدی طرحها، منجر به کاهش اعتماد عمومی به سازمانها و نهادهای دولتی و غیردولتی میشود.
- هدر رفت منابع: ناکارآمدی طرحها، منجر به هدر رفت منابع مالی و انسانی میشود.
- عدم تحقق توسعه پایدار: ناکارآمدی طرحها، مانع از تحقق توسعه پایدار و ایجاد جامعهای سالم و پویا میشود.
پیشنهاداتی برای بهبود عملکرد سازمانها و نهادها
- تمرکز بر ایجاد زیرساختها: سازمانها و نهادها باید به جای تمرکز بر اقدامات کوتاهمدت، بر ایجاد زیرساختهای پایدار برای توسعه اجتماعی تمرکز کنند.
- انجام ارزیابی دقیق و مستمر: سازمانها و نهادها باید سیستم ارزیابی دقیق و مستمر برای طرحهای خود ایجاد کنند.
- توجه به نیازهای واقعی جامعه: سازمانها و نهادها باید قبل از طراحی و اجرای طرحها، نیازهای واقعی جامعه را شناسایی کنند.
- هماهنگی بین سازمانها و نهادها: سازمانها و نهادها باید با یکدیگر هماهنگ باشند و از تکرار فعالیتها و هدر رفت منابع جلوگیری کنند.
- تأکید بر کیفیت به جای کمیت: سازمانها و نهادها باید به جای تمرکز بر تعداد افراد تحت پوشش، بر کیفیت خدمات ارائه شده تمرکز کنند.
- سرمایهگذاری در نیروی انسانی متخصص: سازمانها و نهادها باید در آموزش و توانمندسازی نیروی انسانی متخصص سرمایهگذاری کنند.
- رویکرد جامع: سازمانها و نهادها باید به مسائل اجتماعی با رویکرد جامع و یکپارچه نگاه کنند و به ارتباط بین آنها توجه کنند.
- شفافیت و پاسخگویی: سازمانها و نهادها باید در ارائه گزارشهای عملکردی شفاف و پاسخگو باشند.
نتیجهگیری
برای دستیابی به توسعه اجتماعی پایدار و حل مشکلات و چالشهای موجود، لازم است رویکردهای فعلی در طرحهای مشارکتی اجتماعی بازنگری شود.
تمرکز بر ایجاد زیرساختها، ارزیابی دقیق و مستمر، توجه به نیازهای واقعی جامعه، هماهنگی بین سازمانها و نهادها، تأکید بر کیفیت به جای کمیت، سرمایهگذاری در نیروی انسانی متخصص و رویکرد جامع، از جمله اقداماتی هستند که میتوانند به بهبود عملکرد سازمانها و نهادها و افزایش اثربخشی طرحهای مشارکتی اجتماعی کمک کنند. تنها با اتخاذ رویکردهای علمی و تخصصی، میتوان به ایجاد جامعهای سالم، پویا و تابآور امیدوار بود.
