سواد رسانه‌ای: زرهِ شناختی در برابر جنگ هیبریدی و القای ناامیدی

ضرورت اجتناب‌ناپذیر آموزش همگانی برای جامعه ایرانی

سواد رسانه‌ای: زرهِ شناختی در برابر جنگ هیبریدی و القای ناامیدی

ضرورت اجتناب‌ناپذیر آموزش همگانی برای جامعه ایرانی

پایگاه خبری مددکار نیوز: در عصر حاضر، که الوین تافلر آن را «موج سوم» و مانوئل کاستلز «جامعه شبکه‌ای» می‌نامند، اطلاعات دیگر تنها یک منبع آگاهی نیست، بلکه به ابزاری قدرتمند برای شکل‌دهی به واقعیت‌ها تبدیل شده است.

جامعه ایرانی امروز در معرض جریان پرشتاب و بی‌وقفه اطلاعات از طریق شبکه‌های اجتماعی، ماهواره‌ها و فضای وب قرار دارد.

در این میان، مفهوم «سواد رسانه‌ای» (Media Literacy) از یک مهارت فانتزی به یک نیاز حیاتی و امنیتی تغییر ماهیت داده است.

با توجه به هجمه‌های فرهنگی و تمرکز دشمنان بر «ناامیدسازی» (Despair Induction) به عنوان یک تاکتیک جنگ شناختی، آموزش همگانی این مهارت نه یک انتخاب، بلکه یک ضرورت اجتناب‌ناپذیر است.

چیستی سواد رسانه‌ای و جایگاه آن در جهان

از دیدگاه یونسکو، سواد رسانه‌ای مجموعه‌ای از مهارت‌هاست که به فرد اجازه می‌دهد تا به اطلاعات دسترسی پیدا کند، آنها را تجزیه و تحلیل نماید، ارزیابی انتقادی کند و خود نیز با مسئولیت‌پذیری پیام تولید کند.

الیزابت تامن، از نظریه‌پردازان برجسته سواد رسانه‌ای، معتقد است: «ما نمی‌توانیم جلوی سیل اطلاعات را بگیریم، اما می‌توانیم شنا کردن را به مردم بیاموزیم.»

در پارادایم جهانی، سواد رسانه‌ای ابزاری برای دموکراسی و شهروندی است، اما در بستر خاص ایران، این مفهوم کارکردی «دفاعی» و «صیانتی» نیز پیدا می‌کند.

کالبدشکافی تهدید: جنگ شناختی و پروژه القای ناامیدی

آنچه امروز جامعه ایران با آن روبروست، فراتر از یک تهاجم فرهنگی ساده است؛ این یک «جنگ ترکیبی» (Hybrid War) با محوریت «جنگ شناختی» (Cognitive War) است.

الف) مکانیزم القای ناامیدی: رسانه‌های معاند با استفاده از تکنیک‌های روان‌شناختی، بر روی شکاف‌های اجتماعی و اقتصادی متمرکز می‌شوند. هدف نهایی، ایجاد پدیده‌ای است که در روانشناسی به آن «درماندگی آموخته‌شده» (Learned Helplessness) می‌گویند.

وقتی مخاطب ایرانی به‌طور مداوم با اخبار منفی، سیاه‌نمایی مطلق از وضعیت کشور و بزرگ‌نمایی مشکلات مواجه می‌شود، به این باور می‌رسد که هیچ تلاشی برای بهبود اوضاع فایده ندارد. این همان نقطه مطلوب طراحان عملیات روانی است.

ب) تاکتیک‌های رسانه‌ای مورد استفاده: بر اساس منابع علمی علوم ارتباطات، شبکه های ماهواره‌ای و اینترنتی از تاکتیک‌های زیر برای این هدف بهره می‌برند:

  1. برجسته‌سازی (Agenda Setting): آن‌ها تعیین می‌کنند که مردم به چه چیزی فکر کنند. با تمرکز افراطی بر یک مشکل کوچک، آن را به بحرانی ملی تبدیل می‌کنند.

  2. مارپیچ سکوت (Spiral of Silence): با ایجاد این توهم که اکثریت جامعه مخالف ارزش‌های حاکم یا ناامید هستند، افراد معتقد و امیدوار را به سکوت وامی‌دارند.

  3. تکنیک قطره‌چکانی و انباشت: تزریق آرام و مداوم اخبار مایوس‌کننده برای فرسایش تاب‌آوری روانی جامعه.

  4. فیک‌نیوز و پساحقیقت (Post-Truth): استفاده از هیجان و احساسات به جای واقعیت‌های عینی برای تحریک خشم عمومی.

ضرورت آموزش همگانی: گذار از مخاطب منفعل به مخاطب فعال

پروفسور کاظم معتمدنژاد، پدر علم ارتباطات ایران، همواره بر ضرورت «استقلال ارتباطی» و آگاهی مخاطب تأکید داشتند.

آموزش همگانی سواد رسانه‌ای، مخاطب را از حالت «منفعل» (که هر پیامی را می‌پذیرد) به مخاطب «فعال و منتقد» تبدیل می‌کند.

چرا فیلترینگ به تنهایی کافی نیست؟ در دنیای شبکه‌ای شده، محدودیت دسترسی تنها یک مُسکن موقت است.

راهکار پایدار، «واکسیناسیون ذهنی» است. همان‌طور که بدن با واکسن در برابر ویروس مقاوم می‌شود، ذهن جامعه نیز باید با سواد رسانه‌ای در برابر ویروس‌های فکری (شایعات و یاس‌آفرینی) مقاوم گردد.

راهکارهای عملیاتی برای عزم ملی و تلاش مؤثر

برای مقابله با این هجمه‌ها، نیاز به یک “اکوسیستم آموزشی” است که تمام نهادها را درگیر کند:

  • نظام آموزشی (مدارس و دانشگاه‌ها): درس سواد رسانه‌ای نباید یک درس حاشیه‌ای باشد. باید تفکر انتقادی (Critical Thinking) از دبستان آموزش داده شود تا دانش‌آموز یاد بگیرد هر عکس یا تیتری را باور نکند.

  • خانواده‌ها: والدین به عنوان دروازه‌بانان (Gatekeepers) اطلاعات در خانه، باید رژیم مصرف رسانه‌ای را مدیریت کنند. آموزش والدین برای تشخیص اخبار جعلی حیاتی است.

  • رسانه ملی و نخبگان: صداوسیما و رسانه‌های داخلی باید به جای صرفاً پاسخ دادن به شایعات، تکنیک‌های فریب رسانه‌ای دشمن را برای مردم “افشا” کنند. نشان دادن “پشت صحنه” عملیات روانی، اثر آن را خنثی می‌کند.

  • تولید محوای امیدآفرین (روایت پیشرفت): در برابر “روایت سیاه”، باید “روایت پیشرفت” واقعی و مستند قرار گیرد. سواد رسانه‌ای تنها دفاع نیست، بلکه توانایی دیدن نیمه پر لیوان و دستاوردهای کشور در میان انبوه اخبار منفی است.

سخن پایانی

جامعه ایران امروز در خط مقدم یک نبرد سنگین شناختی قرار دارد که هدف آن فروپاشی ذهنی و سلب امید از آینده است.

در این شرایط، آموزش سواد رسانه‌ای دیگر یک کالای لوکس فرهنگی نیست، بلکه ابزاری برای “امنیت ملی” و “بهداشت روانی” جامعه است.

عزم جدی مسئولین و آحاد مردم برای یادگیری و آموزش این مهارت، می‌تواند تاکتیک‌های پیچیده عملیات روانی دشمن را خنثی کرده و با ایجاد مصونیت ذهنی، امید و نشاط را به شریان‌های جامعه بازگرداند.

تنها جامعه‌ای که “می‌فهمد” چگونه هدف قرار گرفته است، می‌تواند در برابر تیرهای زهرآگین ناامیدی “مقاومت” کند.

سواد رسانه‌ای: زرهِ شناختی در برابر جنگ هیبریدی و القای ناامیدی
سواد رسانه‌ای: زرهِ شناختی در برابر جنگ هیبریدی و القای ناامیدی
رسانه تاب آوری ایران رسانه تاب آوری ایران

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا