رشد و توسعه مددکاری اجتماعی در ایران
از خدمات سنتی تا مدیریت مورد تخصصی

رشد و توسعه مددکاری اجتماعی در ایران
از خدمات سنتی تا مدیریت مورد تخصصی
مددکاری اجتماعی در ایران طی دهههای اخیر از یک فعالیت خیریه و عاطفی، به یک دیسیپلین علمی و تخصصی تغییر ماهیت داده است.
این حرفه که ریشه در آموزههای اخلاقی و نوعدوستی فرهنگ ایرانی دارد، امروزه به عنوان یکی از ستونهای اصلی سلامت اجتماعی و رفاه در اسناد توسعهای کشور شناخته میشود.
سیر تحولی: از فردگرایی به رویکرد اجتماعمحور
در دهههای نخستین شکلگیری مددکاری اجتماعی در ایران (دهه ۳۰ و ۴۰ شمسی)، تمرکز اصلی بر مددکاری فردی (Social Case Work) بود.
در آن دوره، مددکار به عنوان یک میانجی میان فرد نیازمند و منابع حمایتی عمل میکرد. اما با پیچیدهتر شدن مسائل اجتماعی نظیر حاشیهنشینی، اعتیاد و آسیبهای نوپدید، این رویکرد به تنهایی پاسخگو نبود.
گذار به مددکاری اجتماعمحور
امروزه پارادایم غالب به سمت مددکاری اجتماعمحور (Community-Based Social Work) حرکت کرده است. در این رویکرد:
توانمندسازی محلی: به جای تمرکز صرف بر فرد، کل محله و شبکه روابط اجتماعی او هدف قرار میگیرد.
پیشگیری بر درمان: شناسایی کانونهای آسیبزا در سطح جامعه جایگزین اطفای حریقهای فردی شده است.
مشارکت مردمی: مددکار دیگر تنها یک ارائهدهنده خدمت نیست، بلکه تسهیلگری است که ظرفیتهای نهفته در خود جامعه را فعال میکند.
تدوین پروتکلهای تخصصی در سازمانها
یکی از نشانههای بلوغ این حرفه در ایران، حرکت به سمت استانداردسازی است.
نهادهای متولی مانند سازمان بهزیستی، وزارت بهداشت، و قوه قضائیه، اقدام به تدوین پروتکلهای بومی نمودهاند.
در حوزه سلامت: مددکاری بیمارستانی از “تخفیفدهنده هزینهها” به “مدیر پروسه ترخیص و حمایتهای پس از درمان” تبدیل شده است.
در حوزه قضایی: ایجاد واحدهای مددکاری در دادگاههای خانواده و کلانتریها جهت صلح و سازش و کاهش پروندههای قضایی.
در حوزه اورژانس اجتماعی: تدوین پروتکلهای مداخله در بحران (کودکآزاری، همسرآزاری و خودکشی) که ایران را در منطقه پیشرو کرده است.
مدیریت مورد (Case Management): ستون فقرات مددکاری نوین
همانطور که اشاره کردید، مدیریت مورد اکنون قلب تپنده فعالیتهای مددکاری است.
مدیریت مورد یک روش هماهنگسازی است که در آن مددکار مسئولیت پیگیری همه جانبه وضعیت مراجع را در یک بازه زمانی مشخص بر عهده میگیرد.
مولفههای مدیریت مورد در ایران:
ارزیابی جامع (Assessment): بررسی ابعاد روانی، جسمی، اقتصادی و خانوادگی.
طراحی نقشه راه (Care Planning): تدوین برنامه اختصاصی برای هر مراجع.
اتصال به منابع (Linking): ارجاع هوشمند به نهادهای حمایتی، درمانی و اشتغالزایی.
پایش و ارزشیابی (Monitoring): اطمینان از اینکه خدمات ارائه شده منجر به توانمندسازی واقعی شده است.
این مدل باعث جلوگیری از موازیکاری نهادها و هدررفت منابع ملی میشود.
چالشهای پیش روی توسعه مددکاری در ایران
با وجود پیشرفتهای تئوریک، مسیر توسعه این حرفه با چالشهای جدی روبروست:
عدم توازن منابع و نیازها: حجم آسیبهای اجتماعی در برخی مناطق با تعداد مددکاران متخصص همخوانی ندارد.
جایگاه استخدامی و صنفی: نیاز به تصویب قوانین حمایتی بیشتر برای امنیت شغلی مددکاران، بهویژه در بخشهای خصوصی و NGOها.
بهروزرسانی دانش: فاصله میان سرفصلهای دانشگاهی و واقعیتهای میدانی در کف خیابانها و مناطق حاشیهای.
چشمانداز آینده: فناوری و مددکاری دیجیتال
آینده مددکاری اجتماعی در ایران به شدت با تکنولوژی گره خورده است.
هوشمندسازی سیستمهای ارجاع، ایجاد بانکهای اطلاعاتی متمرکز (مانند سامانه ارمغان در بهزیستی) و استفاده از دادهکاوی برای پیشبینی بحرانهای اجتماعی، گامهای بعدی توسعه هستند.
همچنین، تمرکز بر مددکاری اجتماعی بینالمللی و استفاده از تجربیات جهانی در حل معضلاتی مانند فقر پویا و تغییرات اقلیمی (که منجر به مهاجرتهای اجباری میشود) از ضرورتهای دهه پیش رو است.
نتیجهگیری
مددکاری اجتماعی در ایران از یک تخصص حاشیهای به یک ضرورت ساختاری تبدیل شده است.
حرکت از خدمات معیشتی به خدمات توانمندسازی و از مداخلات فردی به مدیریت مورد و رویکردهای اجتماعمحور، نشاندهنده بلوغ این حرفه است.
برای استمرار این رشد، تعامل مستمر میان بدنه دانشگاهی و اجرایی، و همچنین حمایت قانونگذار از پروتکلهای تخصصی، نقشی حیاتی ایفا خواهد کرد.
مددکاری اجتماعی دیگر تنها “کمک به نیازمندان” نیست؛ بلکه مهندسی روابط اجتماعی برای دستیابی به عدالت و سلامت پایدار است.
