مددکاری اجتماعی مبتنی بر تروما
بررسی جامع اصول، زیرموضوعات و کاربردهای مددکاری اجتماعی مبتنی بر تروما

مددکاری اجتماعی مبتنی بر تروما
بررسی جامع اصول، زیرموضوعات و کاربردهای مددکاری اجتماعی مبتنی بر تروما
مقدمه
تروما، تجربهای عمیق و ویرانگر، به معنای واکنش فرد به رویدادهایی است که از نظر جسمی یا عاطفی آسیبزا یا تهدیدکننده زندگی هستند و ظرفیت فرد برای مقابله با آنها تحتالشعاع قرار میگیرد (SAMHSA, 2014).
این رویدادها میتوانند از خشونتهای سازمانیافته، بلایای طبیعی، سوءاستفادههای دوران کودکی، تا تبعیضهای سیستماتیک و فقر مزمن را شامل شوند.
تأثیرات تروما، اغلب گسترده و پایدار بوده و بر سلامت جسمی، روانی، اجتماعی و معنوی افراد تأثیر میگذارد. در پاسخ به این چالش عظیم، “مددکاری اجتماعی مبتنی بر تروما” (Trauma-Informed Social Work – TISW) به عنوان یک چارچوب حیاتی ظهور کرده است.
این رویکرد، درک عمیق از تأثیر تروما بر افراد و جوامع را در قلب خود جای داده و هدف آن ارائه خدماتی است که نه تنها از آسیبهای بیشتر جلوگیری کند، بلکه به فرآیند بهبود و توانمندسازی یاری رساند.
این مقاله به بررسی جامع اصول، زیرموضوعات و کاربردهای مددکاری اجتماعی مبتنی بر تروما میپردازد.
درک تروما: کلیدی برای مددکاری اجتماعی مبتنی بر تروما
قبل از پرداختن به TISW، درک ماهیت تروما ضروری است. تروما صرفاً یک رویداد نیست، بلکه پاسخی است که در نتیجه آن رویداد در ذهن و بدن فرد ایجاد میشود (van der Kolk, 2014). مهمترین جنبههای درک تروما عبارتند از:
- فراگیر بودن تروما: تروما بسیار شایع است و طیف وسیعی از افراد و جوامع را تحت تأثیر قرار میدهد. نادیدهگرفتن وجود تروما در زندگی مراجعین، میتواند به مداخلات نامؤثر یا حتی آسیبزا منجر شود.
- تأثیرات گسترده تروما: تروما میتواند بر تکامل مغز، عملکرد شناختی، تنظیم هیجانات، روابط بینفردی، باورها و حتی سلامت جسمی تأثیر بگذارد (Anda et al., 2006). این تأثیرات اغلب به صورت رفتارهای ناسازگارانه، مشکلات اعتماد، یا دشواری در مدیریت خشم و اضطراب بروز میکنند.
- “چه بلایی سر شما آمده بود؟” به جای “چه مشکلی داری؟”: این تغییر پارادایم، اساس TISW است. به جای برچسب زدن به رفتارهای فرد به عنوان “مشکل”، مددکار اجتماعی مبتنی بر تروما به دنبال درک ریشههای این رفتارها در تجربیات آسیبزا است.
اصول مددکاری اجتماعی مبتنی بر تروما (SAMHSA, 2014)
آژانس خدمات سوءمصرف مواد و سلامت روان آمریکا (SAMHSA) شش اصل کلیدی را برای رویکردهای مبتنی بر تروما تعریف کرده است که مددکاران اجتماعی باید آنها را در عمل خود بگنجانند:
- ایمنی (Safety): اطمینان از ایمنی فیزیکی و روانشناختی افراد و فراهم آوردن فضایی امن و قابل پیشبینی.
- اعتماد و شفافیت (Trustworthiness and Transparency): ایجاد روابط بر پایه اعتماد و صداقت در ارتباطات و تصمیمگیریها.
- حمایت متقابل و همکاری (Peer Support & Collaboration): تشویق به استفاده از حمایت همتا و همکاری در تصمیمگیریها و برنامهریزی مداخلات.
- توانمندسازی، انتخاب و صدای فرد (Empowerment, Voice, and Choice): تأیید و تقویت نقاط قوت فرد، دادن حق انتخاب و شنیدن صدای او در تمام مراحل فرآیند.
- مشارکت فرهنگی، تاریخی و جنسیتی (Cultural, Historical, and Gender Issues): درک و حساسیت نسبت به تأثیر تروما در بستر فرهنگی، تاریخی و جنسیتی مراجعین و اجتناب از کلیشهها.
- حساسیت به تروما (Trauma Sensitivity): آموزش و پرورش کارکنان در مورد تروما و تأثیرات آن، و توانایی شناسایی علائم تروما در مراجعین و همکاران.
زیرموضوعات کلیدی در مددکاری اجتماعی مبتنی بر تروما
شناسایی علائم تروما در مراجعین و همکاران:
- مددکاران اجتماعی باید قادر به تشخیص علائم بالینی تروما (مانند فلاشبکها، اجتناب، بیشهوشیاری) و همچنین رفتارهای مرتبط با آن (مانند خودتخریبی، اختلال در روابط، مشکلات اعتیاد) باشند. علاوه بر این، شناخت “خستگی دلسوزی” (Compassion Fatigue) یا “ترومای ثانویه” (Secondary Trauma) در خود و همکاران بسیار مهم است، چرا که مددکاران در معرض دائمی روایتهای آسیبزا هستند (Herman, 1992).
ایجاد محیطهای امن و حمایتی:
- این فراتر از ایمنی فیزیکی است و شامل ایمنی روانشناختی نیز میشود. به معنای ایجاد فضایی است که مراجعین احساس احترام، درک و عدم قضاوت کنند. طراحی مکانهای ملاقات، سیاستهای حفظ حریم خصوصی، و رویکرد ارتباطی مددکاران، همگی باید این حس امنیت را تقویت کنند.
آموزش مهارتهای خود-تنظیمی به مراجعین:
- افرادی که تروما را تجربه کردهاند، اغلب در تنظیم هیجانات خود مشکل دارند. مددکاران اجتماعی میتوانند به مراجعین کمک کنند تا مهارتهایی مانند:
- تنفس آگاهانه: برای آرام کردن سیستم عصبی.
- ذهنآگاهی (Mindfulness): برای افزایش آگاهی از لحظه حال و کاهش نشخوار فکری.
- مهارتهای زمینهسازی (Grounding Techniques): برای بازگرداندن فرد به واقعیت در زمان فلاشبک یا اضطراب شدید.
- شناسایی محرکها (Trigger Identification): برای درک عوامل برانگیزاننده و برنامهریزی برای مقابله با آنها.
- تکنیکهای تنظیم هیجان: برای مدیریت خشم، ترس و اضطراب.
- افرادی که تروما را تجربه کردهاند، اغلب در تنظیم هیجانات خود مشکل دارند. مددکاران اجتماعی میتوانند به مراجعین کمک کنند تا مهارتهایی مانند:
کار با بازماندگان خشونتهای جنسی و خانگی:
- این حوزه یکی از حساسترین و پیچیدهترین زیرموضوعات است. مددکاران اجتماعی باید با رعایت پروتکلهای ایمنی، حمایت از قربانی (و نه تنها تمرکز بر مجرم)، توسعه طرحهای ایمنی، و انجام مداخلات تخصصی مانند درمانهای مبتنی بر تروما (مانند EMDR یا TF-CBT) به این افراد کمک کنند. تأکید بر عدم سرزنش قربانی و درک چرخههای خشونت ضروری است.
تروماهای بیننسلی (Intergenerational Trauma):
- این مفهوم به تأثیرات ترومایی اشاره دارد که از نسلی به نسل دیگر منتقل میشوند، حتی اگر نسلهای بعدی خودشان به طور مستقیم در رویداد آسیبزا حضور نداشته باشند (Danieli, 1998). این میتواند در خانوادههای بازماندگان هولوکاست، بردگی، نسلکشیها، یا جنگهای طولانیمدت دیده شود. مددکاران اجتماعی باید نسبت به این پدیدهها آگاه باشند و درک کنند که الگوهای خانوادگی، باورها و رفتارها چگونه میتوانند بازتاب تروماهای گذشته باشند و در مداخلات خود این موضوع را مد نظر قرار دهند.
چالشها و فرصتها
پیادهسازی مددکاری اجتماعی مبتنی بر تروما با چالشهایی همراه است:
نیاز به آموزش گسترده و مداوم برای تمامی پرسنل، تغییر فرهنگ سازمانی، و تخصیص منابع کافی. با این حال، فرصتهای بزرگی نیز به همراه دارد: بهبود نتایج درمانی، کاهش ریتریتمنت (عود)، افزایش رضایت مراجعین و کارکنان، و ارتقاء سلامت روانی جامعه در بلندمدت.
نتیجهگیری
مددکاری اجتماعی مبتنی بر تروما، یک رویکرد ضروری و اخلاقی در جامعه امروز است.
این رویکرد، با تغییر از پارادایم “چه مشکلی داری؟” به “چه بلایی سر شما آمده بود؟”، مددکاران اجتماعی را قادر میسازد تا نه تنها خدمات مؤثرتری ارائه دهند، بلکه به افراد و جوامع کمک کنند تا از تأثیرات پایدار تروما بهبود یابند، تابآوری خود را تقویت کنند و به سلامت و شکوفایی کامل دست یابند.
پذیرش این چارچوب، یک تعهد به شفقت، درک و عدالت اجتماعی است که پایه و اساس حرفه مددکاری اجتماعی را تشکیل میدهد.
منابع:
- Anda, R. F., Felitti, V. J., Bremner, J. D., Walker, J. D., Whitfield, C., Perry, B. D., … & Giles, W. H. (2006). The enduring effects of abuse and related adverse experiences in childhood: A convergence of evidence from neurobiology and epidemiology. European Archives of Psychiatry and Clinical Neuroscience, ۲۵۶(۳), ۱۷۴-۱۸۶.
- Danieli, Y. (1998). The trauma of survival: Intergenerational transmission of Holocaust experiences. New York: Fordham University Press.
- Herman, J. L. (1992). Trauma and recovery: The aftermath of violence—From domestic abuse to political terror. Basic Books.
- Substance Abuse and Mental Health Services Administration (SAMHSA). (2014). Trauma-informed care in behavioral health services. Treatment Improvement Protocol (TIP) Series 57. HHS Publication No. (SMA) 13-4806. Rockville, MD: Substance Abuse and Mental Health Services Administration.
- van der Kolk, B. A. (2014). The body keeps the score: Brain, mind, and body in the healing of trauma. Viking.
