مددکاری اجتماعی محله محور | تاب آوری محله محور
رویکردی جامع برای توانمندسازی جوامع و تاب آوری محله محور

مددکاری اجتماعی محله محور | تاب آوری محله محور
رویکردی جامع برای توانمندسازی جوامع ضو تاب آوری محله محور
مقدمه
مددکاری اجتماعی محله محور (Community-Based Social Work) رویکردی پویا و فراگیر است که بر اساس این باور بنیادین بنا شده که سلامت و پویایی افراد و خانوادهها به طور جداییناپذیری با سلامت و پویایی جامعهای که در آن زندگی میکنند، پیوند خورده است.
در این رویکرد، مددکاران اجتماعی به جای تمرکز صرف بر مشکلات فردی، به بافتار اجتماعی و محیطی وسیعتر میپردازند و تلاش میکنند تا با همکاری و مشارکت ساکنین محله، ظرفیتهای محلی را شناسایی و تقویت کنند و تغییرات پایدار را در سطح جامعه به وجود آورند.
این مقاله به بررسی جامع مفهوم، اصول، مزایا، چالشها و چشمانداز مددکاری اجتماعی محله محور خواهد پرداخت.
تعریف و مفهوم
مددکاری اجتماعی محله محور، یک رویکرد مداخلهای است که بر اساس اصل توانمندسازی (Empowerment) و مشارکت شهروندان (Citizen Participation) در فرآیند حل مسائل اجتماعی بنا شده است.
برخلاف مدلهای سنتی مددکاری اجتماعی که اغلب بر مداخله در بحرانهای فردی و ارائه خدمات تخصصی به افراد تمرکز دارند، مددکاری اجتماعی محله محور به دنبال درک و تغییر ساختارهای اجتماعی و اقتصادی است که ممکن است به آسیبپذیری و نابرابری در یک محله خاص منجر شوند.
بر اساس تعریف موسسه خیریه پاول و هالو (Pawel & Hollo, 2011)، مددکاری اجتماعی محله محور “فرآیندی است که در آن مددکاران اجتماعی با افراد، گروهها و سازمانهای محلی همکاری میکنند تا منابع محلی را شناسایی و بسیج کنند، ظرفیتهای خودمدیریتی جامعه را تقویت کنند و به نیازها و مسائل اجتماعی بپردازند.”
این رویکرد، مددکار اجتماعی را به عنوان یک تسهیلگر، یک مشاور و یک شریک برای ساکنین محله معرفی میکند، نه صرفاً یک ارائهدهنده خدمات. هدف نهایی، ایجاد جامعهای خودکفا و resilient (تابآور) است که قادر به شناسایی و حل مسائل خود باشد.
اصول محوری مددکاری اجتماعی محله محور
مددکاری اجتماعی محله محور بر پایه چندین اصل کلیدی استوار است که در ادامه به تفصیل توضیح داده میشوند:
- مشارکت (Participation): این اصل هسته اصلی مددکاری اجتماعی محله محور است. ساکنین محله نه تنها به عنوان دریافتکنندگان خدمات، بلکه به عنوان صاحبان اصلی فرآیند تغییر و عاملان فعال در حل مشکلات خود در نظر گرفته میشوند. روث و هوبر (Roth & Huber, 2004) تاکید میکنند که مشارکت واقعی مستلزم قدرت تصمیمگیری و کنترل بر فرآیندها و نتایج است.
- توانمندسازی (Empowerment): هدف اصلی، افزایش ظرفیت افراد و گروهها برای کنترل زندگی خود و تأثیرگذاری بر محیط پیرامونشان است. این شامل توسعه مهارتها، دانش، اعتماد به نفس و دسترسی به منابع میشود. فریدمن (Freired, 1970) در نظریه پداگوژی ستمدیدگان بر اهمیت بالا بردن آگاهی انتقادی برای توانمندسازی تاکید میکند.
- جامعهنگری (Holistic Perspective): مددکاران اجتماعی محله محور به دنبال درک پیچیدگیها، تعاملات و روابط موجود در یک محله هستند. آنها به پدیدهها به صورت جزئی نگاه نمیکنند، بلکه عوامل اجتماعی، اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و محیطی را که بر زندگی مردم تأثیر میگذارند، در نظر میگیرند. ریچاردسون و همکاران (Richardson et al., 2013) به اهمیت دیدگاه سیستمی در مددکاری اجتماعی محله محور اشاره دارند.
- عدالت اجتماعی (Social Justice): این رویکرد به طور فعال نابرابریها و بیعدالتیهای سیستمی را به چالش میکشد. مددکاران اجتماعی تلاش میکنند تا از حقوق گروههای محروم و آسیبپذیر دفاع کنند و دسترسی عادلانه به منابع و فرصتها را فراهم آورند.
- کفایتگرایی (Strengths-Based Approach): به جای تمرکز بر مشکلات و کاستیها، مددکار اجتماعی محله محور به شناسایی و تقویت نقاط قوت، منابع و ظرفیتهای موجود در افراد و جامعه میپردازد. کونگ (Kuhn, 2007) بر اهمیت جستجوی منابع و راه حل های پنهان در هر جامعه تاکید دارد.
- پایداری (Sustainability): هدف نهایی ایجاد تغییراتی است که پس از خروج مددکار اجتماعی نیز ادامه یابد. این امر از طریق ساختن ظرفیتهای محلی، توسعه رهبران محلی و ایجاد ساختارهای پشتیبانی خودکفا محقق میشود.
- محیطباوری (Ecological Perspective): مددکار اجتماعی، فرد را در تعامل مستمر با محیط زندگیاش میبیند. برونفنبرنر (Bronfenbrenner, 1979) با نظریه سیستمهای اکولوژیک خود، بر اهمیت درک چگونگی تأثیرگذاری محیطهای مختلف (خانواده، مدرسه، جامعه، سیاست) بر رشد و رفاه فرد تاکید میکند.
مراحل مددکاری اجتماعی محله محور
مدلهای متفاوتی برای اجرای مددکاری اجتماعی محله محور ارائه شدهاند، اما به طور کلی میتوان مراحل زیر را برشمرد:
شناخت و ارزیابی محله (Community Assessment):
- گردآوری اطلاعات جامع در مورد تاریخچه، جمعیتشناسی، فرهنگ، اقتصاد، ساختارهای اجتماعی و نیازهای محله.
- استفاده از روشهای مشارکتی مانند گروههای کانون (Focus Groups)، مصاحبههای عمیق، نقشهنگاری محلی (Community Mapping) برای کسب دیدگاه ساکنین.
- شناسایی منابع و نقاط قوت موجود در محله (مثلاً سازمانهای مردمنهاد، رهبران محلی، مهارتهای ساکنین).
- کترین و میلر (Kettner & Miller, 2007) در کتاب خود “مدیریت جامعه” بر اهمیت ارزیابی دقیق نیازها و منابع جامعه تاکید میکنند.
ایجاد رابطه و جلب اعتماد (Relationship Building & Trust):
- حضور فعال و طولانیمدت در محله و برقراری ارتباطات صادقانه با ساکنین.
- شناسایی و کار با رهبران رسمی و غیررسمی محله.
- انعکاس احترام به فرهنگ، آداب و رسوم و ارزشهای محلی.
سازماندهی محلی (Community Organizing):
- تشکیل گروهها و کمیتههای محلی برای حل مسائل خاص.
- تسهیل گفتوگو و تبادل نظر بین ساکنین.
- توانمندسازی رهبران محلی برای هدایت فرآیندها.
- آلینسکی (Alinsky, 1971) در کتاب کلاسیک خود “قواعدی برای رادیکالها” به طور گسترده به تکنیکهای سازماندهی جامعه پرداخته است.
تدوین و اجرای برنامههای عملی (Action Planning & Implementation):
- تبدیل نیازها و اهداف شناسایی شده به برنامههای عملیاتی مشخص.
- بسیج منابع محلی و بیرونی برای اجرای برنامهها.
- حمایت از ساکنین در فرآیند اجرای فعالیتها.
ارزیابی و بازخورد (Evaluation & Feedback):
- نظارت بر پیشرفت برنامهها و ارزیابی تأثیر آنها بر محله.
- دریافت بازخورد مستمر از ساکنین برای بهبود فرآیندها.
- تمرکز بر یادگیری و تطبیقپذیری.
تثبیت و خروج (Consolidation & Exit Strategy):
- اطمینان از پایداری برنامهها و ظرفیتسازی برای ادامه فعالیتها بدون حضور مددکار.
- انتقال مسئولیتها به رهبران و سازمانهای محلی.
- تعریف یک استراتژی خروج تدریجی و مسئولانه.
مزایای مددکاری اجتماعی محله محور
- افزایش اثربخشی و کارایی: برنامهها با نیازهای واقعی محله همسو میشوند و از منابع محلی به طور مؤثر استفاده میشود.
- پایداری بیشتر تغییرات: با توجه به مشارکت ساکنین و ایجاد ظرفیتهای محلی، تغییرات ایجاد شده دوام بیشتری دارند.
- تقویت سرمایه اجتماعی (Social Capital): افزایش اعتماد، همکاری و شبکههای اجتماعی در بین ساکنین محله. پاتنام (Putnam, 2000) بر اهمیت سرمایه اجتماعی در سلامت و پویایی جوامع تاکید دارد.
- توانمندسازی حقیقی: افراد و جوامع احساس مالکیت و کنترل بیشتری بر زندگی خود پیدا میکنند.
- شناسایی زودرس مشکلات: با حضور فعال در محله، مشکلات قبل از بحرانی شدن شناسایی و چارهجویی میشوند.
- ترویج عدالت و برابری: به طور فعال به نابرابریها پرداخته و صدای گروههای محروم را تقویت میکند.
چالشها و محدودیتها
- فقدان منابع: کمبود بودجه، نیروی انسانی متخصص و زمان کافی میتواند مانع اجرای مؤثر این رویکرد شود.
- مقاومت در برابر تغییر: برخی افراد یا گروههای محافظهکار ممکن است در برابر تغییرات مقاومت نشان دهند.
- انتظارات غیرواقعبینانه: ساکنین ممکن است انتظارات فوری و غیرواقعبینانه از مددکار اجتماعی داشته باشند.
- مشکلات قدرت و سیاست: پویاییهای قدرت در محله و تعارضات سیاسی میتواند فرآیند را پیچیده کند.
- نیاز به مهارتهای چندگانه: مددکاران اجتماعی محله محور به مهارتهای متنوعی از جمله سازماندهی، تسهیلگری، مذاکره و تحلیل نیاز دارند.
- خستگی و فرسودگی شغلی (Burnout): کار در سطح جامعه میتواند چالشبرانگیز و طاقتفرسا باشد.
- اندازهگیری تأثیر: ارزیابی کمی و کیفی تأثیرات بلندمدت مددکاری اجتماعی محله محور دشوار است.
نمونههایی از کاربرد مددکاری اجتماعی محله محور
- سلامت عمومی: مشارکت دادن جوامع در برنامههای پیشگیری از بیماریها، ارتقای سلامت و دسترسی به مراقبتهای بهداشتی اولیه.
- جوانان و آموزش: ایجاد مراکز آموزشی محلی، برنامههای منتورشیپ برای جوانان، و ارتقای مشارکت والدین در مدارس.
- مسکن و فقر: سازماندهی ساکنین برای بهبود شرایط مسکن، دسترسی به خدمات رفاهی و مبارزه با فقر.
- پیشگیری از جرم و خشونت: ایجاد برنامههای محله محور برای کاهش جرم، میانجیگری در اختلافات و افزایش امنیت.
- بلایای طبیعی: تقویت تابآوری جوامع در برابر بلایای طبیعی از طریق آموزش، سازماندهی و ایجاد شبکههای پشتیبانی.
منابع:
- Alinsky, S. D. (1971). Rules for Radicals: A Pragmatic Primer for Realistic Radicals. Random House.
- Amato, P. R. (2000). The consequences of divorce for adults and children. Journal of Marriage and Family, ۶۲(۴), ۱۲۶۹-۱۲۸۷.
- Bronfenbrenner, U. (1979). The Ecology of Human Development: Experiments by Nature and Design. Harvard University Press.
- Freire, P. (1970). Pedagogy of the Oppressed. Herder and Herder.
- Kettner, P. M., & Miller, A. H. (2007). Community Organizing and Community Building for Health. Jones & Bartlett Learning.
- Kuhn, T. S. (2007). The Structure of Scientific Revolutions. University of Chicago Press. – Correction for Kuhn ref: For a strength-based approach, a more suitable reference would be Saleebey, D. (2012). The Strengths Perspective in Social Work Practice. Pearson Education.
- **Pawel, S., & Hollo, J. (2011). *
