
گفتگوی خبری ویژه با دکتر جواد طلسچی یکتا
تهیهشده بر مبنای اظهارات و وقایع ذکر شده توسط خود دکتر طلسچی
پایگاه خبری مددکار نیوز امروز میزبان دکتر جواد طلسچی یکتا، پژوهشگر و مددکار اجتماعی است. دکتر طلسچی سالها در مسیر خدمت به جامعه، با چالشهای فراوانی روبرو بودهاند؛ از فشارهای خاص اداری گرفته تا مشکلات شخصی و درمانی خانواده. این گفتوگو سعی دارد تا جزئیات این مسیر پر فراز و نشیب را با دقت و بدون هرگونه تخیّل، به تصویر بکشد.
پرسشها و پاسخها
میتوانید خلاصهای از وضعیت اولیهٔ پایگاه مددکاری اجتماعی ایرانیان و منشأ تأسیس آن را برای مخاطبان توضیح دهید؟
دکتر طلسچی: «پایگاه جامع مددکاری اجتماعی ایرانیان یک رسانهٔ مستقل، غیرسیاسی و غیروابسته به هیچ نهاد دولتی یا غیردولتی است. همانند دو وبسایت دیگر یعنی مددکار نیوز و رسانه تاب آوری، بهصورت کاملاً شخصی توسط ما اداره میشود و هیچ وابستگی به نهادهای قدرت سیاسی ندارد. با وجود مشکلات اقتصادی و بودجهٔ محدود، این سایت صرفاً از سر عشق به مددکاری اجتماعی ایران و با هزینهٔ کاملاً شخصی راهاندازی شد.»
در سال ۱۳۸۹ چه اتفاقی رخ داد که باعث فشارهای شدید بر شما شد؟
دکتر طلسچی: «در سال ۱۳۸۹ بهدلیل یک اشتباه ناشیانه در برخورد مستقیم با عوامل قدرت در حوزهٔ اجتماعی، بهصورت متحد بهمنظور حملهور شدن به من، چندین نهاد و سازمان در برابر من همپیمان شدند. این حملهها تا حدی پیش رفت که علیرغم بیماری خاص همسرم، بهمدت سه سال هیچگونه قراردادی با کلینیک مددکاری اجتماعی که من مدیریت میکردم، منعقد نشد. حتی یکی از کارشناسان اداره کل بهزیستی در بازدید از انزلی (که این کارشناس بعدها مدیرکل شدند)، علناً از من درخواست کرد که کار مددکاری اجتماعی کلینیکی را رها کنم و به بازار کار خصوصی بروم؛ به این معنا که دفتر و کتاب کار من برای سازمان بهزیستی بطور کلی بسته شده بود.»
احساسات خود را در آن دورهٔ تاریک توصیف میکنید؟
دکتر طلسچی: «در آن زمان در خفا و در سکوت کامل خبری، در تاریکی مطلق، احساس میکردم که با خاک یکسان میشوم. بهدلیل فشارهای مداوم، نیاز داشتم یک تریبون داشته باشم تا دیگران نتوانند سرم را به آسانی زیر آب بکشند. چند سال بعد از همه وقایع سخت در یک همایش سراسری کلینیکهای مددکاری اجتماعی، یکی از بزرگانی که در رأس حملاتِ متحدانه علیه من نقش داشت، گفت: «در سالهای گذشته سر طلسچی را در گیلان هی کردند زیر آب و درآوردند (چندین بار تکرار کرد!)، اما نمیدانستند طلسچی شنا بلد است و خفه نمیشود.» این جمله برای من نقطهٔ عطفی بود که نشان داد تمام حملات انجام یافته واقعی و هدفمند بودهاند.» لازم به ذکر است از همان زمان تا کنون، همسرم که مبتلا به بیماری ام اس است، دو دستش کاملاً مشت شده و هیچگونه پیشرفتی در بهبود نداشته است.
پس از این تجربه، چه گامی برداشتید؟
دکتر طلسچی: «من با تأسیس چند وبلاگ، کار رسانهای خود را آغاز کردم. این وبلاگها برای بزرگان مددکاری اجتماعی ایران و حتی رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران عجیب نبودند و هیچ عکسالعمل خاصی هم در ابتدا مشاهده نشد. اما در سال ۱۳۹۲، زمانی که وبسایت مددکاری اجتماعی ایرانیان را همزمان با تولد تنها فرزندم راهاندازی کردم، این کار بهسرعت مخاطبان زیادی جذب کرد و بیش از پنجاه نویسنده مددکار اجتماعی در سطح کشور در کارزارهای مهمی که پیشتر در ایران مسبوق به سابقه نبود، مشارکت کردند.»
این رویکرد رسانهای چه پیامدهایی برای شما و خانوادهتان بهوجود آورد؟
دکتر طلسچی: «وبسایت مستقل ما بهزودی زنگ خطری برای کسانی شد که تمایلی به ظهور یک رسانهٔ مستقل بدون وابستگی به انجمنها نداشتند؛ فشارها افزایش یافت. من بار دیگر تأکید میکنم که این وبسایتها از روزهای سخت زندگیام برخواستهاند؛ سه سال درآمدم صفر شد و من حاضر نبودم وارد بازار کار آزاد شوم، صرفاً بهدلیل عشق به حرفهٔ مددکاری اجتماعی. بههمین دلیل، هیچوقت از رسانههای مددکاری اجتماعی ایرانیان دست نخواهم کشید، حتی با هزینههای متنوع و چندوجهی که بخاطر وجود این رسانهها متحمل بودیم و هستیم.»
در نگاه آینده، چه چشماندازی برای مددکاری اجتماعی مستقل و رسانههای مستقل در ایران میبینید؟
دکتر طلسچی: «بهرغم تمام موانعی که پشت سر می گذاریم، معتقدم که خدمت به انسانها و ارتقای سطح مددکاری اجتماعی نیازی به وابستگی به نهادهای قدرت ندارد. ما باید بهعنوان یک جامعهٔ مددکاری اجتماعی مستقل، با تکیه بر عشق، دانش و همبستگی، مسیر پیشرفت را ادامه دهیم. رسانههای مستقل همچون مددکار نیوز میتوانند صداهای بیپروای مردم را به گوش برسانند و فضایی شفاف برای بحث و نقد فراهم کنند.»
پایان
از دکتر جواد طلسچی یکتا برای وقت گرانبهایشان و به اشتراکگذاری این جزئیات صمیمانه سپاسگزاریم. امیدواریم این گفتوگو نشان دهد که حتی در شرایط دشوار، عشق به مددکاری اجتماعی میتواند منبعی برای مقاومت و نوآوری باشد