چرا مددکاری اجتماعی در ایران، در تصمیم سازی های کلان کشور نقشی ندارد؟

پایگاه خبری مددکار نیوز: در بسیاری از کشورها مددکاری اجتماعی (social work) به‌عنوان یک رشته علمی‑عملی در سطوح کلان سیاست‌گذاری حضور فعال دارد؛ اما در ایران این حضور محدود به خدمات میدانی و برنامه‌های کارآفرینی حوزه سلامت، آموزش و رفاه است.

در این مطلب به بررسی دلایل این عدم حضور در تصمیم‌سازی‌های کلان می‌پردازیم و نقش‌های بالقوه مددکاران اجتماعی در حوزه‌های امنیتی و اجتماعی را مطرح می‌کنیم.

پیشینهٔ مددکاری اجتماعی در ایران

دوره نکات کلیدی
دهه ۱۳۵۰‑۱۳۶۰ ظهور اولین برنامه‌های کارآفرینی اجتماعی؛ تأسیس دانشکده‌های مددکاری در برخی دانشگاه‌ها.
دهه ۱۳۷۰‑۱۳۸۰ تدوین قوانین اولیه (قانون کارآفرینی اجتماعی ۱۳۸۲)؛ گسترش خدمات میدانی در حوزه‌های بهداشت، توانبخشی و حمایت از کودکان.
دهه ۱۳۹۰‑تا کنون افزایش تعداد مددکاران واجد شرایط؛ حضور در بیمارستان‌ها، مدارس و سازمان‌های غیردولتی؛ اما حضور در نهادهای کلان (وزارت‌ها، شورای عالی برنامه‌ریزی) همچنان کم است.

دلایل عدم حضور در تصمیم‌سازی‌های کلان

چارچوب قانونی و نهادی

  1. قوانین محدود: بسیاری از قوانین مرتبط با مددکاری (مثلاً قانون کارآفرینی اجتماعی) به‌صورت اجرایی به خدمات میدانی محدود می‌شوند و دستورالعملی برای حضور در نهادهای تصمیم‌گیری ندارند.
  1. عدم تعریف رسمی نقش در ساختارهای مرکزی: در ساختارهای کلان نظیر وزارتخانه‌ها یا شورای برنامه‌ریزی، شغل «مددکار اجتماعی» به‌عنوان یک مشاور یا تصمیم‌گیرنده تعریف نشده است.

ساختار بوروکراتیک و سلسله‌مراتبی

  • تمرکز تصمیم‌گیری: تصمیمات کلان در ایران عمدتاً توسط نخبگان سیاسی، نظامی و اقتصادی اتخاذ می‌شود. حضور متخصصان حوزه‌های انسانی (مانند مددکاران) در این سطح به‌صورت تاریخی محدود بوده است.
  • سطوح تصمیم‌گیری چندگانه: وجود نهادهای متعدد (وزارتخانه‌ها، سازمان‌های شبه‌نظامی، شورای عالی امنیت ملی) موجب می‌شود که حوزه مسئولیت‌ها به‌دقت تعریف نشود و مددکاران به‌عنوان «ارائه‌دهنده خدمات» شناخته شوند، نه «سیاست‌گذار».

کمبود داده‌ها و شواهد علمی‌محور

  • پایگاه‌های داده ملی محدود: برای تأثیرگذاری بر سیاست‌های کلان، نیاز به آمار و ارزیابی‌های بزرگ‑مقیاس است. در ایران این پایگاه‌ها بیشتر تحت نظارت نهادهای بهداشت یا آموزش هستند و مددکاران به‌طور مستقیم در تهیه آنها مشارکت نمی‌کنند.
  • نبود پژوهش‌های عملی‑محور: هنوز مطالعاتی که مستقیماً رابطهٔ مددکاری اجتماعی با نتایج امنیت جامعه یا توسعه اقتصادی را نشان دهند، به‌صورت گسترده منتشر نشده‌اند.

فرهنگ سازمانی و شناخت عمومی

  • تصور عمومی: بسیاری از تصمیم‌گیرندگان نقش مددکاری را به‌عنوان «حمایت از افراد آسیب‌پذیر» می‌بینند، نه «تحلیل‌گر ساختاری».
  • آموزش و تربیت: برنامه‌های تحصیلی مددکاری بیشتر بر تکنیک‌های میدانی (ارزیابی فردی، مشاوره) متمرکز است و کمتر به مهارت‌های سیاست‌گذاری، تحلیل宏观 (macro‑analysis) و مذاکره سیاسی می‌پردازد.

محدودیت‌های سیاسی و امنیتی

  • حساسیت مسائل امنیتی: در ایران تصمیم‌گیری‌های کلان امنیتی به‌صورت بسته و توسط نهادهای نظامی یا هوشمند انجام می‌شود؛ حضور مدنیان به‌ویژه در این حوزه‌ها به‌دلیل خطرهای امنیتی و سیاسی کم است.
  • قوانین محدودکنندهٔ فعالیت‌های غیرنظامی: برخی قوانین مانع از تشکیل مشارکت‌های مستقیم بین سازمان‌های غیردولتی (از جمله انجمن‌های مددکاری) و ارگان‌های دولتی در سطوح بالا می‌شود.

توانمندی‌های بالقوهٔ مددکاران اجتماعی برای تصمیم‌سازی‌های کلان

حوزه نقش پیشنهادی مددکاران
تحلیل داده‌های اجتماعی جمع‌آوری، پردازش و تفسیر داده‌های مرتبط با فقر، بیکاری، مهاجرت داخلی و اثرات روانی‑اجتماعی بحران‌ها.
ارائهٔ راهکارهای پیشگیری طراحی برنامه‌های پیشگیری از بزهکاری، خشونت در خانواده و مشکلات سلامت روانی بر پایهٔ مدل‌های علمی.
مشارکت در قوانین و مقررات مشارکت در کمیسیون‌های تدوین قانون کار، قانون حمایت از کودکان، قانون افراد دارای ناتوانی.
توسعهٔ سیاست‌های جامع‌محور معرفی سیاست‌های «پیشنهاد شده توسط کاربر نهایی» (user‑centered) که نیازهای واقعی جوامع را بازتاب می‌دهند.
ارزش‌گذاری تأثیرات اجتماعی ارزیابی اثرات اقتصادی-اجتماعی برنامه‌های دولتی (مثلاً طرح‌های مسکن، برنامه‌های بهبود زیرساخت) از منظر عدالت اجتماعی.

نمونه‌های موفق در سایر کشورها 

  • اسکاندیناوی: مددکاران اجتماعی به‌عنوان مشاوران در شورای برنامه‌ریزی ملی حضور دارند و به‌خصوص در حوزهٔ امنیت اجتماعی نقش کلیدی ایفا می‌کنند.
  • کانادا: در تدوین سیاست‌های مسکن، مددکاران به‌عنوان تحلیل‌گر وضعیت آسیب‌پذیری خانوارها مشاوران تصمیم‌گیرندگان می‌شوند.

این نمونه‌ها نشان می‌دهند که ترکیب دانش میدانی و تحلیل ساختاری می‌تواند به بهبود تصمیم‌گیری‌های کلان منجر شود؛ ولی برای انتقال این الگو به ایران نیاز به اصلاح ساختاری، آموزشی و قانونی است.

مسیر پیشنهادی برای ارتقای نقش مددکاران در تصمیم‌سازی

  • تصویب قانون جدید: ایجاد بندهای مشخص در قانون کارآفرینی اجتماعی که حضور مشاوران مددکاری در کمیسیون‌های کلان (به‌ویژه امنیت‑اجتماعی) را الزامی کند.
  • تقویت برنامه‌های تحصیلی: افزودن دروس «سیاست‌گذاری عمومی»، «تحلیل داده‌های کلان» و «مذاکرهٔ سیاسی» به برنامه‌های کارشناسی و کارشناسی ارشد مددکاری.
  • ایجاد «پایگاه دادهٔ اجتماعی ملی»: مشارکت مستقیم مددکاران در جمع‌آوری و تجزیه و تحلیل داده‌ها؛ استفاده از این اطلاعات در تهیهٔ برنامه‌ریزی‌های کلان.
  • تشکیل کارگروه‌های مشترک: بین وزارتخانه‌های بهداشت، آموزش، تعاون و توسعه اجتماعی؛ حضور نمایندگان فعال از انجمن‌های مددکاری در این کارگروه‌ها.
  • آموزش کارآفرینی سیاسی: برگزاری کارگاه‌های تخصصی برای مددکاران دربارهٔ مهارت‌های ارتباط با تصمیم‌گیرندگان، نگارش مقالات سیاست‌گذاری و ارائهٔ پیشنهادهای علمی.

جمع‌بندی

عدم حضور مددکاران اجتماعی در تصمیم‌سازی‌های کلان ایران، ناشی از ترکیبی از عوامل ساختاری (قوانین، بوروکراسی)، فرهنگی (درک محدود از نقش مددکاری) و آموزشی (کمبود مهارت‌های سیاست‌گذاری) است.

با اصلاح چارچوب‌های قانونی، تقویت آموزش‌های جامع‌محور و ایجاد سازوکارهای مشارکتی، می‌توان از پتانسیل بالای مددکاران در بهبود امنیت، عدالت اجتماعی و توسعه پایدار بهره‌برداری کرد.

چرا مددکاری اجتماعی در ایران، در تصمیم سازی های کلان کشور نقشی ندارد؟
چرا مددکاری اجتماعی در ایران، در تصمیم سازی های کلان کشور نقشی ندارد؟

 

رسانه تاب آوری ایران رسانه تاب آوری ایران
دکمه بازگشت به بالا