چالش انتصابات بهزیستی: بازنگری سلامت اجتماعی در حکمرانی نوین
ریاست سازمان بهزیستی کشور، در تازهترین اظهارات خود، بر لزوم بازنگری راهبردی در سلامت اجتماعی و تناسب وظایف با ظرفیتهای ساختاری تأکید کرد. این اظهارات در حالی مطرح میشود که سالهاست انتصابات مدیران در این سازمان با چاشنی سیاسیکاری همراه بوده و عملکرد سازمان را در رسیدگی به گروههای هدف در سراسر ایران، به ویژه در استانهای شمالی، تحتالشعاع قرار داده است.
ریشههای یک چالش ساختاری: انتصابات سیاسی در بهزیستی
سازمان بهزیستی کشور، به عنوان نهادی با مأموریتهای کلان حاکمیتی در امور اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی، بخش قابل توجهی از جمعیت آسیبپذیر، آسیبدیده و توانخواهان کشور را پوشش میدهد. با این حال، سالهاست که ادارات کل بهزیستی استانها، به جای تمرکز بر نتایج ملموس برای سرمایه اجتماعی تخصصی و گروههای هدف متنوع خود، عمدتاً درگیر مناسبتهای تبریک، تهنیت، تسلیت و گردهماییهای بیاثر هستند. این وضعیت به خصوص در استانهای شمالی ایران مشهود است.
این رویکرد نامناسب، اغلب ریشه در انتصابات مدیران دارد که نه بر اساس شایستگی و عملکرد، بلکه با چاشنی سیاسی صورت میگیرد. با هر تغییر دولت و ریاست جمهوری، مدیران سازمان از سطح کشور تا ادارات کل استانها و حتی رؤسای دوایر و شهرستانها، بر اساس گرایشهای سیاسی (اصولگرا یا اصلاحطلب) تغییر مییابند. این چرخه مداوم، ثبات و استمرار برنامهها را از بین میبرد.
صدای ریاست سازمان: «عدم تناسب وظایف و ظرفیتها»
نقطه نظرات ارزشمند ریاست محترم سازمان بهزیستی کشور در خصوص «عدم تناسب میان وظایف و ظرفیتهای ساختاری» و «ضرورت بازنگری در جایگاه سلامت اجتماعی در نظام حکمرانی»، می تواند به این چالشها هم مرتبط باشد. ایشان با اشاره به افزایش مستمر مأموریتهای این سازمان در سالهای گذشته، از عدم تناسب میان وظایف و ظرفیتهای ساختاری خبر داد و بر ضرورت بازنگری در جایگاه سلامت اجتماعی در نظام حکمرانی تأکید کرد. این آسیب شناسی کوتاه می تواند به نوعی شامل نحوه و کیفیت انتصابات درون سازمان تا ادارات کل و شهرستانها نیز بشود. تأکیدات به جا و شایسته ای که لزوم بازنگری راهبردی در سلامت اجتماعی را برجسته میسازد. برای اطلاعات بیشتر میتوانید به خبر رسمی سازمان بهزیستی در این باره مراجعه کنید: ضرورت بازنگری راهبردی در سلامت اجتماعی.
پیامدهای انتصابات غیرعملکردی بر گروههای هدف و سرمایه اجتماعی
یک سازمان به این وسعت عمل و با این سطح از مسئولیت خطیر که کاملاً انسانمحور است، نباید با مباحث سیاسی آغشته گردد. وقتی یک مدیرکل بهزیستی استانی، با وجود عملکرد جهادی و پروژههای ناتمام، تنها به دلیل تغییرات کلان سیاسی کشور، تغییر مییابد، نه تنها تلاشهای او بیاثر میشود، بلکه سرمایهگذاری زمانی و انسانی بر روی برنامهها نیز از بین میرود.
این شکل از مدیریت ساختاری، در نهایت و به مرور زمان، موجبات نزول جایگاه سازمان در وزارتخانه مربوطه را فراهم میآورد؛ تا جایی که ممکن است از سطح وزارت به سطح معاونت یک وزارتخانه تقلیل یابد!
تمامی تلاشها و اقدامات یک رئیس سازمان، با تغییر وی، یا نفی میشوند، یا تغییر مییابند، یا به مصوبات گذشته قلمداد شده و اثربخشی خود را از دست میدهند. این روند مستقیماً بر کیفیت خدماترسانی به گروههای هدف متنوع سازمان بهزیستی تأثیر منفی میگذارد و سلامت اجتماعی جامعه را تضعیف میکند.
راهکار؛ بهسوی انتصابات عملکرد محور و حکمرانی اجتماعی پایدار
برای برونرفت از این چالش، ضروری است که رویکرد انتصابات در سازمان بهزیستی کشور به طور کامل تغییر یابد.
انتصابات باید عملکرد محور باشد و تخصص، تجربه و سابقه موفق مدیران، معیار اصلی انتخاب قرار گیرد.
تا زمانی که انتصابات و انتخابات مدیران کل ادارات بهزیستی استانها و حتی انتصابات درون سازمانی با چاشنی سیاسیکاری همراه باشد، نمیتوان انتظار تغییرات ساختاری کلان و ارتقاء جایگاه این سازمان را داشت.
استقرار یک نظام شایستهسالارانه و دوری از ملاحظات سیاسی در انتصابات، میتواند ثبات مدیریتی، استمرار برنامهها و در نهایت، بهبود کیفیت خدماترسانی به مردم را به ارمغان آورد. این امر نه تنها به ارتقاء سلامت اجتماعی کمک میکند، بلکه جایگاه سازمان بهزیستی را در نظام حکمرانی کشور تثبیت و تقویت خواهد کرد. برای درک بهتر مفاهیم حکمرانی شایستهسالارانه، میتوانید به مقالات مربوط به مبانی حکمرانی شایستهسالارانه در نهادهای اجتماعی در وبسایت ما مراجعه کنید.
