مرزهای شفافیت و اعتماد: نگاهی به رانتخواری و ادعای استقلال در حوزه آموزش تابآوری
در مواردی قابل تامل، ادعای عدم وابستگی به سازمانها و نهادها توسط افرادی است که به وضوح از طریق ارتباطات و توصیهها وارد سازمانها شدهاند

مرزهای شفافیت و اعتماد: نگاهی به رانتخواری و ادعای استقلال در حوزه آموزش تابآوری
چکیده: در فضای آموزش و بهویژه در حوزههای حساس مانند تابآوری که مستقیماً با سلامت روان و توانمندیهای فردی و اجتماعی در ارتباط است، حفظ شفافیت و اعتماد عمومی از اهمیت بسزایی برخوردار است.
متاسفانه، مواردی از نفوذ افراد از طریق رانت، توصیه و ارتباطات پنهانی با مراکز قدرت و سازمانها، به چشم میخورد که ضمن تضعیف شایستهسالاری، اعتماد مخاطبان را نیز خدشهدار میکند.
این نوشتار به بررسی این پدیده، پیامدهای آن و لزوم شفافیت در معرفی مدرسین و کارشناسان حوزه تابآوری میپردازد.
ادعای واهی استقلال در حوزه آموزش تابآوری
حوزه آموزش تابآوری به عنوان یک ضرورت اجتماعی، در سالهای اخیر رشد چشمگیری را تجربه کرده است. این رشد، فرصتهای فراوانی را برای متخصصان و افراد علاقهمند به فعالیت در این حوزه فراهم آورده است. اما در کنار این فرصتها، چالشهایی نیز پدیدار شده است که یکی از مهمترین آنها، ورود افراد فاقد شایستگی واقعی و بر مبنای رانت و روابط است.
این موضوع، نه تنها به کیفیت آموزش آسیب میزند، بلکه اعتماد عمومی به این حوزه را نیز زیر سوال میبرد.
رانتخواری و نفوذ از طریق ارتباطات: تهدیدی برای شایستهسالاری
متاسفانه، در برخی موارد مشاهده میشود که افراد با استفاده از روابط و توصیههای افراد ذینفوذ، بدون داشتن صلاحیت و تخصص کافی، به عنوان مدرس و کارشناس در سازمانها و نهادهای مختلف فعالیت میکنند.
این افراد، اغلب به پشتوانه ارتباطات خود، جایگاههایی را به دست میآورند که شایسته آنها نیست و این امر، فرصت را از متخصصان واقعی و کارآزموده سلب میکند.
این پدیده، ریشههای عمیقی در ساختار فرهنگی و اجتماعی ما دارد. فرهنگ توصیه و رانتخواری، متاسفانه در بسیاری از عرصههای زندگی ما ریشه دوانده است و حوزه آموزش نیز از این قاعده مستثنی نیست.
ادعای استقلال در حالی که وابستگی آشکار است: تناقضی آزاردهنده
یکی از موارد قابل تامل، ادعای عدم وابستگی به سازمانها و نهادها توسط افرادی است که به وضوح از طریق ارتباطات و توصیهها وارد سازمانها شدهاند.
این تناقض، نه تنها غیرمنطقی است، بلکه نشاندهنده عدم صداقت و تلاش برای فریب مخاطبان است.
داشتن مجوز یک مرکز حقیقی غیردولتی از سازمانی مانند بهزیستی، همکاری سازنده و قانونی با یک سازمان اجتماعی است و نشاندهنده وابستگی سازمانی نیست. اما زمانی که فردی صرفاً با استفاده از نفوذ و ارتباطات خود در نهادها و دانشگاهها جایگاه علمی و حرفهای به دست میآورد، دیگر نمیتوان از عدم وابستگی سخن گفت.
پیامدهای رانتخواری و ادعای استقلال
- کاهش کیفیت آموزش: ورود افراد فاقد تخصص کافی، منجر به کاهش کیفیت آموزش و ارائه محتوای غیرعلمی و غیرکاربردی میشود.
- خدشهدار شدن اعتماد عمومی: ادعای استقلال در حالی که وابستگی آشکار است، اعتماد مخاطبان را خدشهدار میکند و آنها را نسبت به سایر متخصصان این حوزه بدبین میسازد.
- تضعیف شایستهسالاری: رانتخواری و نفوذ، شایستهسالاری را تضعیف میکند و فرصت را از افراد مستعد و شایسته سلب میکند.
- ایجاد فضای ناامنی برای متخصصان واقعی: ورود افراد فاقد صلاحیت، فضایی ناامن برای متخصصان واقعی ایجاد میکند و آنها را از فعالیت در این حوزه دلسرد میکند.
لزوم شفافیت و نظارت
برای مقابله با این پدیده، لازم است اقدامات زیر انجام شود:
- شفافیت در معرفی مدرسین و کارشناسان: سازمانها و نهادها باید اطلاعات کاملی در مورد سوابق تحصیلی، تجربیات کاری و صلاحیتهای مدرسین و کارشناسان خود ارائه دهند.
- ایجاد سازوکارهای نظارتی: باید سازوکارهای نظارتی ایجاد شود تا از ورود افراد فاقد صلاحیت به حوزه آموزش تابآوری جلوگیری شود.
- تقویت فرهنگ شایستهسالاری: باید فرهنگ شایستهسالاری را در جامعه تقویت کرد و به افراد مستعد و شایسته فرصت داد تا به جایگاههای مناسب خود دست یابند.
- آگاهیرسانی به مخاطبان: باید به مخاطبان آگاهیرسانی شود تا بتوانند افراد متخصص و شایسته را از افراد فاقد صلاحیت تشخیص دهند.
سخن پایانی
حفظ شفافیت و اعتماد عمومی، یکی از مهمترین اصول در حوزه آموزش تابآوری است. رانتخواری و ادعای استقلال در حالی که وابستگی آشکار است، تهدیدی برای این اصول است و باید با آن مقابله شود.
با ایجاد سازوکارهای نظارتی، تقویت فرهنگ شایستهسالاری و آگاهیرسانی به مخاطبان، میتوان این پدیده را مهار کرد و فضایی سالم و پویا برای رشد و توسعه حوزه آموزش تابآوری ایجاد نمود.
به یاد داشته باشیم که دانش و تخصص، ارزشی است که نباید با رانت و ارتباطات جایگزین شود.
