
توانمندسازی زنان سرپرست خانوار در ساختار حمایتی ایران، بهویژه سازمان بهزیستی، از رویکردهای سنتیِ “حمایتمحور” به سمت رویکردهای “توسعهمحور” حرکت کرده است. در ادامه به بررسی مُدلها، فرآیند بومیسازی و ارتباط آن با تابآوری میپردازیم.
مُدلهای اصلی توانمندسازی زنان سرپرست خانوار
این مدلها در سطوح مختلف عمل میکنند:
- مدل سرمایهمحور (Capital-Based): تمرکز بر افزایش داراییهای فردی (سرمایه انسانی، اجتماعی، اقتصادی). در این مدل، آموزش مهارتهای فنی، سواد مالی و ایجاد شبکههای حمایتی هدف اصلی است.
- مدل زیستبوممحور (Ecosystem Model): به جای تمرکز صرف بر فرد، کل محیط (خانواده، محله، بازار کار) را هدف قرار میدهد. این مدل بر تعامل میان فرد و ساختارهای اجتماعی تأکید دارد.
- مدل توانمندسازی مبتنی بر دارایی (Asset-Based Community Development – ABCD): به جای تمرکز بر “نیازها” و “کمبودها”، بر “توانمندیها” و “ظرفیتهای موجود” خودِ زنان و جامعه محلی تمرکز میکند.
- مدل مددکاری اجتماعی خانوادهمحور (Family-Centered): توانمندسازی فرد در بستر خانواده و با در نظر گرفتن نقشهای خانوادگی؛ چرا که پایداریِ توانمندسازی یک زن سرپرست خانوار بدون ثبات محیط خانواده امکانپذیر نیست.
مدلهای مناسب برای سازمان بهزیستی
با توجه به ماهیت سازمان بهزیستی که بر مداخلههای تخصصی مددکاری اجتماعی تأکید دارد، مُدلهای زیر کارآمدتر هستند:
- مدل مداخلات جامع (Case Management): بهزیستی با بهرهگیری از مددکاران حرفهای، فرآیند را از «پایش وضعیت» تا «استقلال اقتصادی» مدیریت میکند. این مدل برای گروههای هدف بهزیستی که اغلب با آسیبهای چندگانه مواجهاند، ضروری است.
- مدل گروهی و تعاونی (Self-Help Groups): تجربه نشان داده است که تشکیل گروههای همیار در سازمان بهزیستی، علاوه بر توانمندی اقتصادی، «سرمایه اجتماعی» زنان را تقویت کرده و مانع از احساس انزوا میشود.
- مدلِ معیشت پایدار (Sustainable Livelihoods Framework): با توجه به تنوع گروههای هدف بهزیستی، این مدل با ارزیابی ۵ سرمایه (انسانی، طبیعی، مالی، فیزیکی و اجتماعی) به مددکار اجازه میدهد برای هر فرد یک “برنامه توانمندسازی اختصاصی” طراحی کند.
فرآیند بومیسازی مدلهای توانمندسازی
برای تبدیل یک مُدل نظری به یک برنامه عملیاتی بومی (ایرانی)، مراحل زیر طی میشود:
- شناخت ارزشهای فرهنگی: در بومیسازی، نقش خانواده و ساختارهای حمایتی سنتی (مثل خویشاوندی) در ایران به عنوان «سرمایه اجتماعی» در مدل گنجانده میشود.
- تطبیق با ساختار اداری: مدلهای جهانی باید با بروکراسیِ قانونی سازمانهای حمایتی (مانند قوانین مرتبط با بیمه تأمین اجتماعی، وامهای خوداشتغالی و…) منطبق شوند.
- محلیسازی بر اساس بافت اقلیمی: روش توانمندسازی یک زن در بندر انزلی (با توجه به ظرفیتهای گردشگری و دریایی) قطعاً با یک زن در مناطق کویری یا کلانشهرها متفاوت است؛ بنابراین، «ظرفیتهای محلی» رکن اصلی بومیسازی است.
- تلفیق با آموزههای تابآوری: اضافه کردن مؤلفههای روانشناختی که به زنان کمک میکند بر انگهای اجتماعیِ (Stigma) مرتبط با طلاق یا فوت همسر غلبه کنند.
آیا توانمندسازی منجر به تابآوری میشود؟
پاسخ مثبت است، اما با یک شرط کلیدی: توانمندسازی باید «تابآوریِ پویا» ایجاد کند، نه صرفاً بقا.
- اگر توانمندسازی فقط اقتصادی باشد: زن ممکن است از نظر مالی مستقل شود، اما در برابر شوکهای بعدی (مثل بیماری، تورم یا بحرانهای اجتماعی) شکننده بماند.
- اگر توانمندسازی «چندبعدی» باشد (همزمان اقتصادی، اجتماعی و روانی): منجر به ارتقای «تابآوری» میشود. در واقع، فردِ توانمندشده به جایِ «واکنشِ منفعل» در برابر بحران، «قابلیتِ بازیابی و رشد» (Post-Traumatic Growth) پیدا میکند.
نتیجه: توانمندسازی بدون تقویتِ «تابآوری»، یک فرآیند شکننده است. هدفِ غاییِ سازمانهای حمایتی باید گذار از «حمایت» به «تابآوری جامعهمحور» باشد که در آن زن، خود به عاملی برای تابآوری خانواده و محلهاش تبدیل شود.
