مددکاری اجتماعی و اقتصاد چرخشی محلهمحور
راهبردی نوین در توانمندسازی جوامع حاشیهنشین

مددکاری اجتماعی و اقتصاد چرخشی محلهمحور
راهبردی نوین در توانمندسازی جوامع حاشیهنشین
در دهههای اخیر، مدلهای سنتی مددکاری اجتماعی که بر توزیع منابع و خدمات حمایتی تمرکز داشتند، جای خود را به مدلهای استراتژیک و ساختاری دادهاند.
یکی از نوآورانهترین این رویکردها، تلاقی مددکاری اجتماعی (Social Work) با اقتصاد چرخشی (Circular Economy) در سطح محله است.
این مدل نه تنها به پایداری زیستمحیطی کمک میکند، بلکه با ایجاد سیستمهای «اشتراکگذاری منابع» و «بازیافت ثروت»، تابآوری اقتصادی و روانی مناطق پرخطر را به طرز چشمگیری افزایش میدهد.
تبیین مفهوم اقتصاد چرخشی محلهمحور
اقتصاد چرخشی محلهمحور به معنای طراحی سیستمی است که در آن ضایعات یک بخش، به ماده اولیه بخش دیگر تبدیل میشود و سرمایهها (اعم از مالی، انسانی و ابزاری) به جای خروج از محله، در داخل آن به گردش در میآیند.
- اشتراکگذاری منابع (Resource Sharing): استفاده اشتراکی از ابزارها، فضاها و مهارتها برای کاهش هزینههای زندگی.
- بازتولید ثروت: تبدیل پسماندها یا کالاهای بلااستفاده محله به محصولات دارای ارزش افزوده توسط نیروی کار محلی.
توانمندسازی جوامع حاشیهنشین از طریق اکوسیستمهای اشتراکی
در مناطق حاشیهنشین، بزرگترین چالش «کمبود منابع» نیست، بلکه «عدم مدیریت و اتصال منابع» است. مددکاری اجتماعی در این لایه، نقش تسهیلگر اکوسیستم را ایفا میکند.
الف) بانکهای زمان و اشتراک مهارت
مددکاران اجتماعی با ایجاد «بانکهای زمان»، سیستمی را طراحی میکنند که در آن افراد محله مهارتهای خود را (مثلاً خیاطی، تعمیرات، آموزش) با یکدیگر مبادله میکنند بدون آنکه نیاز به نقدینگی داشته باشند. این کار باعث میشود ارزش تولید شده در محله باقی بماند.
ب) کتابخانه ابزار (Tool Libraries)
بسیاری از خانوادهها توان خرید ابزارهای گرانقیمت برای تعمیرات یا مشاغل خانگی را ندارند.
ایجاد یک مرکز اشتراک ابزار محلهمحور زیر نظر تعاونیهای محلی، هزینههای تولید را کاهش داده و همکاریهای اجتماعی را تقویت میکند.
نقش تعاونیهای محلی در کاهش بزهکاری و ارتقای سلامت روان
تمرکز تخصصی این مقاله بر مدلسازی تاثیر تعاونیهای چرخشی بر کاهش آسیبهای اجتماعی است. تعاونیها در مناطق پرخطر، سه کارکرد کلیدی دارند:
هویتبخشی و حذف برچسب (Stigma)
بزهکاری اغلب ریشه در فقدان احساس تعلق و بیکاری دارد. وقتی یک جوان در یک تعاونی بازیافت مدرن یا کارگاه اشتراکی مشغول به کار میشود، از یک «فرد آسیبپذیر» به یک «تولیدکننده ثروت و حافظ محیطزیست» تبدیل میشود. این تغییر نقش، مستقیماً بر عزتنفس و سلامت روان او تاثیر میگذارد.
نظارت اجتماعی غیررسمی
تعاونیها فضاهایی برای تعامل مداوم همسایگان ایجاد میکنند. این تعاملات شبکه «نظارت اجتماعی غیررسمی» را تقویت کرده و فضاهای بیدفاع شهری را که مستعد بزهکاری هستند، به فضاهای زنده و اقتصادی تبدیل میکند.
کاهش استرس اقتصادی و اضطراب جمعی
اقتصاد چرخشی با کاهش هزینههای مصرفی (از طریق تعمیر و بازاستفاده) و ایجاد درآمدهای خرد مستمر، امنیت اقتصادی نسبی ایجاد میکند که منجر به کاهش سطح کورتیزول اجتماعی و خشونتهای خانگی ناشی از فقر میشود.
مدلسازی اجرایی: از پسماند به ثروت اجتماعی
یک نمونه فوقتخصصی در این حوزه، سیستم مدیریت پسماند محلهمحور است:
- جمعآوری: توسط افراد در معرض آسیب محله.
- فرآوری: در کارگاههای کوچک تعاونی (تبدیل پسماند آلی به کود یا پسماند خشک به صنایع دستی/صنعتی).
- فروش و بازگشت سود: سود حاصله صرف صندوق رفاه محله و ارتقای زیرساختهای آموزشی همان منطقه میشود.
این چرخه باعث میشود محله احساس کند که «صاحب» ثروت خود است و از وابستگی به کمکهای دولتی رها شود.
چالشها و ضرورتهای سیاستگذاری
برای تحقق این مدل، مددکاران اجتماعی باید فراتر از نقشهای سنتی ظاهر شوند و دانش خود را در حوزههای زیر ارتقا دهند:
- حقوق تعاونیها: آشنایی با ساختارهای قانونی برای ثبت و مدیریت مجموعههای محلی.
- سواد اکولوژیک: درک مفاهیم پایداری برای هدایت صحیح پروژههای بازیافت.
- مدیریت تعارض: توانایی میانجیگری در سیستمهای اشتراکی که ممکن است بر سر منابع اصطکاک ایجاد شود.
نتیجهگیری: محله به مثابه یک موجود زنده
تلاقی مددکاری اجتماعی و اقتصاد چرخشی، پارادایم جدیدی است که «عدالت اجتماعی» را به «پایداری زیستمحیطی» گره میزند.
در این مدل، جوامع حاشیهنشین دیگر باری بر دوش دولت نیستند، بلکه به آزمایشگاههای نوآوری اجتماعی تبدیل میشوند.
تقویت تعاونیهای محلی نه تنها آمار بزهکاری را به دلیل ایجاد اشتغال و هویت کاهش میدهد، بلکه با ایجاد یک شبکه حمایتی قوی، سلامت روان جمعی را در برابر بحرانهای کلان اقتصادی بیمه میکند.
