فرسودگی شغلی مددکاران اجتماعی: زنگ خطری که در ایران کماکان نادیده گرفته میشود
فرسودگی شغلی مددکاران اجتماعی چه زمانی برای نظام رفاه اجتماعی ایران اهمیت پیدا خواهد کرد؟

فرسودگی شغلی مددکاران اجتماعی: زنگ خطری که در ایران کماکان نادیده گرفته میشود
مددکاران اجتماعی در خط مقدم مواجهه با آسیبهای اجتماعی و چالشهای روانی-اجتماعی جامعه قرار دارند. آنها در بطن رنجها، ناملایمات و بحرانهای انسانی، همواره در تلاشند تا گرهگشای مشکلات افراد، خانوادهها و جوامع باشند. اما این رسالت خطیر، هزینههای سنگینی نیز در پی دارد؛ هزینههایی که تحت عنوان فرسودگی شغلی (Burnout)، آرام آرام پیکره این حرفه حیاتی را فرسوده میکند و در ایران، زنگهای خطر آن، گویا هنوز به گوش مسئولین نرسیده است.
پرسش اساسی اینجاست: فرسودگی شغلی مددکاران اجتماعی چه زمانی برای نظام رفاه اجتماعی ایران اهمیت پیدا خواهد کرد؟ آیا باید منتظر فجایع باشیم تا این موضوع در کانون توجه قرار گیرد؟
باری سنگین بر دوش مددکاران: ماهیت شغل و بسترهای فرسودگی
مددکاری اجتماعی، ذاتاً شغلی با چالشهای فراوان است. مواجهه با فقر، خشونت، اعتیاد، طلاق، بیکاری، تبعیض و انواع آسیبهای اجتماعی، هر روز آنها را در معرض استرسهای حاد و مزمن قرار میدهد (IFSW, 2020). در بسترهای اجتماعی و اقتصادی ایران، این فشارها مضاعف میشود:
- کمبود منابع و زیرساختها: نظام رفاه اجتماعی ایران، اغلب با کمبود بودجه، نیروی انسانی متخصص و امکانات کافی روبهرو است که بار مسئولیت را بر دوش مددکارانی که باید با دست خالی به یاری نیازمندان بشتابند، سنگینتر میکند.
- حجم کاری بالا و موارد پیچیده: با افزایش آسیبهای اجتماعی، تعداد پروندهها و پیچیدگی موضوعات افزایش یافته، اما تعداد مددکاران متناسب با آن رشد نکرده است.
- فقدان حمایتهای روانی-اجتماعی: مددکاران اجتماعی خود نیز انسان هستند و نیاز به حمایت دارند. اما اغلب این حمایتها به صورت ساختارمند در سازمانها وجود ندارد.
- عدم قدردانی و جایگاهشناسی: ارزش کار مددکاران اجتماعی در جامعه و حتی در ساختارهای سازمانی به درستی درک نشده و قدردانی لازم از آنها به عمل نمیآید.
این عوامل دست به دست هم داده و منجر به بروز علائم فرسودگی شغلی در سطح وسیعی از جامعه مددکاران اجتماعی میشود: خستگی عاطفی، بدبینی نسبت به مراجعین و همکاران، و احساس عدم موفقیت در حرفه (Maslach & Leiter, 2016).
زنگهای خطری که نادیده گرفته میشوند: آیا باید به فاجعه برسیم؟
به نظر میرسد در نظام تصمیمگیری کنونی، توجه به این موضوع جزئی، تا زمانی که به یک بحران علنی و غیرقابل انکار تبدیل نشود، در اولویت قرار نمیگیرد. آیا باید شاهد خیل عظیمی از خودکشیهای ناگوار در میان مددکاران اجتماعی باشیم؟ آیا افزایش چشمگیر طلاق در بین مددکاران اجتماعی و درگیری آنها با آسیبهای اجتماعی (که خودشان برای مقابله با آن آموزش دیدهاند)، لازم است تا این مسئله جدی گرفته شود؟
فرهنگ سازمانی در کشور ما، گاه تا زمانی که اثرات منفی یک پدیده به شکل فاجعهآمیز و غیرقابل کتمان خود را نشان ندهد، به آن توجه نمیکند. این رویکرد، نه تنها فاقد دیدگاه پیشگیرانه است، بلکه نشاندهنده نبود درک عمیق از اهمیت سلامت روانی نیروی انسانی در حوزههای حساسی چون مددکاری اجتماعی است.
تجربههای تلخ گذشته و “طرحهای کپی-پیست” تحمیلی
دغدغهای که سالهاست مددکاران اجتماعی را آزار میدهد، بیم از اتخاذ راهکارهای موقت، سطحی و تحمیلی است. شاهد بودهایم که چگونه طرحهایی که شاید نیت اولیه خوبی داشتهاند، نظیر طرح “سلامت اجتماعی محله محور”، به جای آنکه از نیازها و ظرفیتهای میدانی برآیند، به صورت دستوری و تحمیلی به مراکز و مددکاران ابلاغ میشوند.
در چنین طرحهایی، مددکاران مجبور به انجام کارهایی خاص یا حضور اجباری در مکانهایی مشخص میشوند، بدون آنکه ملاحظات حرفهای یا ظرفیتهای انگیزشی آنها در نظر گرفته شود.
اصل بنیادین مددکاری اجتماعی و کارهای اجتماعمحور، بر «خواست درونی، داوطلبی، و انگیزه قلبی» استوار است (Payne, 2021). کاری که از سر اجبار، دستور و بدون در نظر گرفتن ظرفیتهای درونی افراد باشد، نه تنها کیفیت لازم را نخواهد داشت، بلکه به مرور زمان، همان اندک انگیزه باقیمانده در مددکاران را نیز از بین خواهد برد.
این شکل از “انسجام و همدلی” و “نشاط و مشارکت” را در جامعه ایرانیان میخواهیم ارتقا دهیم؟! طرحهایی با این رویکرد، یکی از دلایل اصلی وضعیت فعلی سلامت روان جامعه ایرانی و فقدان مشارکت حقیقی مردم است.
راهکارها: مسئولیتپذیری پیشگیرانه، نه واکنشی فاجعهمحور
برای برونرفت از این وضعیت و پیشگیری از فجایع آینده، ضروری است نظام رفاه اجتماعی ایران به سرعت و جدیت به موضوع فرسودگی شغلی مددکاران اجتماعی بپردازد:
- شناسایی و پایش مستمر: انجام پژوهشهای ملی منظم برای سنجش میزان فرسودگی شغلی و عوامل مؤثر بر آن در میان مددکاران اجتماعی.
- ارائه حمایتهای روانی-اجتماعی ساختارمند: ایجاد EAP-های (Employee Assistance Programs) ویژه مددکاران اجتماعی، دسترسی به مشاوران روانشناس، و گروههای حمایت همتایان (Peer Support Groups).
- کاهش فشار کاری و تخصیص منابع مناسب: بازنگری در نسبت مددکار به جمعیت/پرونده و تأمین بودجه و امکانات مورد نیاز برای انجام مؤثر وظایف.
- افزایش آگاهی و قدردانی از حرفه: بالا بردن جایگاه مددکاری اجتماعی در اذهان عمومی و ساختارهای سازمانی، و قدردانی شایسته از تلاشهای آنها.
- آموزش تابآوری و مهارتهای مدیریت استرس: طراحی و اجرای برنامههای جامع آموزشی تابآوری که مهارتهایی چون ذهنآگاهی، مدیریت هیجان، تفکر واقعبینانه و خود-شفقتورزی را به مددکاران ارائه دهد (APA, 2014) – اما با رویکردی که متناسب با نیازهای بومی باشد و تحمیلی نباشد.
- بازنگری در سیاستگذاری رفاه اجتماعی: تدوین سیاستهایی که از مشارکت واقعی مددکاران اجتماعی در طراحی و اجرای برنامهها استقبال کند و به جای دستورالعملهای اجباری، زمینهساز فعالیتهای داوطلبانه و انگیزهمند باشد.
- تقویت نقش تشکلهای غیردولتی و حرفهای: حمایت از انجمنها و تشکلهای مددکاری اجتماعی برای ایفای نقش مؤثرتر در حمایت از اعضای خود و دفاع از حقوق آنها.
نتیجهگیری
آینده نظام رفاه اجتماعی ایران وابسته به سلامت و توانمندی مددکاران اجتماعی آن است.
نادیده گرفتن فرسودگی شغلی این قشر حیاتی، نه تنها به فجایع فردی منجر میشود، بلکه ستونهای حمایت اجتماعی جامعه را نیز سست خواهد کرد.
زمان آن رسیده که مسئولین مربوطه، پیش از آنکه ناگزیر به واکنشهای فاجعهمحور شوند، با دیدی پیشگیرانه و مسئولانه، به این زنگ خطر گوش فرا دهند.
فراهم آوردن بستری برای فعالیت انگیزهمند، حمایتشده و باکیفیت برای مددکاران اجتماعی، تنها راه ارتقاء واقعی انسجام، همدلی و نشاط در جای جای جامعه ایرانی است.
منابع:
- American Psychological Association (APA). (2014). The Road to Resilience. (A foundational resource on resilience).
- International Federation of Social Workers (IFSW). (2020). Global Definition of Social Work. (Offers insights into the nature and demands of the profession globally).
- Maslach, C., & Leiter, M. P. (2016). Burnout. In Stress and Health: Psychological, Behavioral, and Biological Determinants of Health and Illness. American Psychological Association. (The seminal work on burnout).
- Payne, M. (2021). Modern Social Work Theory. Oxford University Press. (Provides theoretical underpinnings for social work practice and values).
