
نانِ دل و وسعتِ روزی؛ گاهی تغییر رویکرد، بزرگترین منفعت انسان است
گاهی در مسیر زندگی، انسان چنان به یک جایگاه، یک عنوان، یک نام یا یک قلمرو فکری وابسته میشود که بهتدریج فراموش میکند هیچکس مالک مطلق خیر، دانش، فرصت و اثرگذاری نیست.
دنیا بسیار بزرگتر از آن است که موفقیت یک انسان، مستلزم حذف یا محدود کردن دیگران باشد.
ما در مقاطعی میتوانستیم بسیاری از آموزشهای تابآوری را خودمان برگزار کنیم؛ از آموزشهای سازمانها و نهادها گرفته تا دانشگاهها و مجموعههای مختلف. اما همیشه چنین نکردیم. حتی نخستین آموزش تابآوری را نیز در مقطعی به فرد دیگری ارجاع دادیم، چون باور داشتیم اگر دانشی برای خدمت به جامعه است، مهمتر از اینکه «چه کسی» آن را ارائه میکند، این است که کار درست انجام شود و انسانهای بیشتری از آن بهره ببرند.
اگر قرار بود نگاه ما نگاهِ انحصار و مالکیت باشد، صدها فرصت را برای خودمان نگه میداشتیم.
اما چنین نکردیم.
چرا؟
چون باور داریم هرکس نان دل خودش را میخورد.
روزیِ واقعی انسان فقط پول و قرارداد و موقعیت نیست؛ گاهی در اعتماد دیگران است، گاهی در یک دعای خیر، گاهی در اثری که بر زندگی یک انسان میگذاری و گاهی در دری است که خداوند از جایی باز میکند که حتی تصورش را نمیکردی.
بنابراین، اگر امروز کسی تصور میکند با تصاحب یک عنوان، یک نشانی، یک عبارت یا یک جایگاه میتواند تمام یک حوزه را به نام خود ثبت کند، شاید بد نباشد لحظهای درنگ کند.
هیچ نامی با انحصار بزرگ نمیشود؛ با خدمت بزرگ میشود.
هیچ جایگاهی با حذف دیگران پایدار نمیماند؛ با اثرگذاری پایدار میشود.
و هیچ انسانی با مالکیت همهچیز، بزرگتر نمیشود؛ گاهی درست برعکس، وسعت نگاه است که انسان را بزرگ میکند.
حتی اگر کسی برای یک سایت شخصی، سالانه مبلغی برای تمدید دامنه پرداخت میکند، این پرداخت صرفاً یک هزینه فنی است؛ نمیتواند بهتنهایی حقیقت تاریخی، علمی یا اجتماعی یک حوزه را تعیین کند. اینکه در توضیحات یک سایت نوشته شود «اولین» یا «اصلیترین» نشانی یک حوزه، آن را به حقیقت قطعی تبدیل نمیکند. حقیقت، بیش از آنکه در جملههای نوشتهشده روی یک صفحه اینترنتی باشد، در سابقه، عملکرد، تولید محتوا، آموزش، پژوهش، اعتماد جامعه و اثر واقعی بر زندگی مردم شکل میگیرد.
و شاید اینجا همان نقطهای باشد که باید کمی آرامتر شد.
شاید لازم نباشد همهچیز را برای خود خواست.
شاید لازم نباشد هرکس که در این مسیر قدم میگذارد، رقیب تلقی شود.
شاید لازم نباشد هر نام دیگری تهدیدی برای یک نام باشد.
گاهی بزرگترین پیروزی، کنار گذاشتن میل به مالکیت است.
اگر کسی امروز تغییر رویکرد دهد، هیچچیز از دست نمیدهد؛ بلکه ممکن است چیزهای بسیار بیشتری به دست آورد:
احترام بیشتر، آرامش بیشتر، همکاری بیشتر، اعتبار بیشتر و فرصتهایی که در فضای خصومت و انحصار هرگز دیده نمیشوند.
دنیا برای همه جا دارد.
تابآوری نیز متعلق به یک نفر نیست.
دانش متعلق به یک نفر نیست.
آموزش متعلق به یک نفر نیست.
و حتی فرصت خدمت به مردم نیز ملک شخصی هیچکس نیست.
هرکس میتواند سهم خودش را بسازد و از ثمره تلاش خودش بهرهمند شود.
پس بهتر است به جای اینکه مدام نگران باشیم چه کسی در کنار ما ایستاده، ببینیم خودمان چه چیزی ساختهایم که ارزش ماندن داشته باشد.
اگر رویکردی نیازمند تغییر است، تغییر آن شکست نیست؛ بلوغ است.
و شاید روزی که انسان از تمامیتخواهی فاصله میگیرد و اجازه میدهد دیگران نیز سهم خود را در یک مسیر بزرگ داشته باشند، تازه متوجه میشود که نعمات و موهبتهای الهی بسیار بیشتر از آن چیزی بودهاند که در دوران رقابت و انحصار میدیده است.
زندگی زیباتر میشود وقتی انسان به جای گرفتن سهم دیگران، سهم خودش را با دلِ آرام بپذیرد.
هرکس نان دل خودش را میخورد.
پس بگذاریم هرکس نان دل خودش را بخورد.
این شاید یکی از سادهترین، اما عمیقترین شکلهای تابآوری در زندگی باشد:
رها کردن چیزی که تصور میکردیم باید حتماً مال ما باشد، برای رسیدن به چیزهایی که شاید خداوند از ابتدا برای ما در نظر گرفته بود.
